فیلم های قشنگ و توپ سری اول 25 فیلم

فیلم وکیل مدافع شیطان محصول 1997 آمریکا،به کارگردانی تیلور هکفور با فیلم نامه ای از جانتان لمکین بر اساس رمانی از اندرو نیدرمن است.کوین لوماکس(با بازی کیانو ریوز)وکیل بسیار موفقی است که قبلا بازپرس بوده است.او رکورد دار پرونده های موفق است.در دادگاه او وکالت مردی که به اتهام تجاوز به یک دختر در حال محاکمه است به عهده دارد و موفق می شود علی رغم گناهکار بودن مرد او را تبرئه کند.در همین حین رئیس یک شرکت بزرگ حقوقی در نیویورک او را جذب شرکت خود می کند و با پیشنهاد های مالی خود او را اغوا می کند.او در شرکت به موفقیت شغلی خود ادامه میدهد در حالیکه همسرش از واقیت و او در حال دور شدن است.
شیطان،رئیس این شرکت است.جان میلتون-شیطان-(با بازی آل پاچینو) در راس سازمانی قرار دارد که به دفاع از حقوق مجرومان می پردازد نه متهمان.این دستگاه شیطانی به جانشینی برای ادامه حیات خود نیاز دارد و کوین نادانسته توسط جان میلتون برای بر آوردن این خواسته مورد استفاده قرار می گیرد.در انتها کوین متوجه حقه جان می شود و برای نابود شدن دستگاه او خود را می کشد.البته این تمام ماجرا نیست و در آخر فیلم بیننده در می یابد که تمام اینها رویاهایی بوده اند که در مخیله کوین در خلال همان دادگاه کذایی اولی جاری بوده است.
۲- چشمان کاملاْ بسته Eyes Wide Shut:
کارگردان : استنلی کوبریک – بازیگران : تام کروز ، نیکول کیدمن ، سیدنی پولاک ، ماری ریچاردسون – فیلمنامه : استنلی کوبریک با همکاری فدریک رافائل – با نگاهی بر داستان حمله عصبی نوشته آرتور آشنیتسلر – 158 دقیقه محصول 1999 آمریکا/انگلستان.
بعد ویلیام متوجه میشود که یکی از مانکنها مرده است و او متوجه میشود که آن همان نجات دهنده اش است.به سرد خانه میرود و جسد او را می بیند.دوست دیگر ویلیام که در مهمانی بوده به او می گوید.که این همان دختر است ولی به خاطر مصرف بیش از حد مواد مخدر جانباخته است.ویلیام به خانه باز میگردد و در کنار آلیس آرامش میابد ، آلیس به او میگوید که باید زندگی را از ابتدا آغاز کنند.
۳- کازینو رویال:

دوباره جیمز باند مامور ۰۰۷ و یه فیلم کاملاْ اکشن. کازینو رویال نام بیست و یکمین فیلم از ماجراهای جیمز باند و اولین حضور دانیال کریگ در نقش جیمز باند است که در سال ۲۰۰۶ میلادی براساس داستانی با همین نام از یان فلمینگ، نویسنده مشهور انگلیسی ساخته شد.
۴- جان سخت ۴:

یه فیلم کاملاْ اکشن با بازی هنرپیشه درجه یک هالیوود بوریس ویلیس (عشق من). آخرین فیلم ساخته شده از سری فیلمهای "جان سخت" در سال 2007 که به گفته همگان بهترین آنها نیز میباشد.یک سوپر اکشن کامل،با بازی بروس ویلیس،با کیفیت عالی و زیر نویس فارسی
خلاصه داستان :نقشه حمله ای به تاسیسات ایالت متحده در روز استقلال امریکا 4 جولای کشور را به خطر می اندازد. این نقشه دقیق و اسرار آمیز تمام جوانب را زیر نظر دارد به جز یک مورد آن هم پلیس ما جان مک کلین است.
آغاز روز چهارم جولای است اما برای کارگاه نیویورکی ، مککلین تعطیلی وجود ندارد. به او که صبح را با جر و بحث با دختر دانشگاهی اش شروع کرده ، ماموریت دادند تا جوان هکری به نام فارل را بیابد اما این ماموریت به ظاهر عادی در عمل بسیار غیر عادی می شود. مک کلین به کمک همین فارل پی به وخامت اوضاع می برد و متوجه می شود که حمله عظیمی علیه تاسیسات ایالت متحده در حال شکل گرفتن است و رهبر این توطئه یعنی توماس گابریل در برنامه خود بسیار جلوتر از مک کلین قرار گرفته است ...
۵- شهر گناه Sin City:
فیلم شهر گناه Sin City یکی از بهترین فیلمهایی هست که تا حالا دیدم. یک فیلم با فضایی خاص و بازیهای خیرهکننده. جالب اینجاست که تمام این فیلم توی استودیو فیلمبرداری شده و بیننده هم اصلا حس نمیکنه که تمام فیلم جلوی پرده آبی فیلمبرداری شده. رد پای تارانتیتو جای جای فیلم دیده میشه و جالب اینجاست که توی تیتراژ آغازین فیلم ننوشته کارگردان: رابرت رودریگوئز بلکه جای کارگردان از عبارت کات اند شات استفاده کرده. فرانک میلر که خالق داستانهای استریپ و گرافیکی هست، شهر گناه رو هم به عنوان یکی از همین دست کتابها طراحی کرده بود که در کنار رودریگوئز اون رو تبدیل به فیلم کرد که در نسخه DVD فیلم میتونین پشت صحنه این فیلم رو ببینین و شباهت گرافیک کتاب و پلانها رو مقایسه کنین. نکته آخری هم این که سعی کنین این فیلم رو حتما از روی DVD تماشا کنین. من که کلی حال کردم به خصوص که زیرنویسهای فارسی فیلم هم به جز یکی دو مورد غلط املایی هیچ اشکالی نداشت. زیرنویسهای این فیلم هم کار خوب بچههای سایت زیرنویس دات کام هست که انصافا کارشون خیلی درسته.
۶- ما فرشته نيستيم:
فیلمی است کمدی به کارگردانی نیل جردن ساخته شده به سال ۱۹۸۹ میلادی. رابرت دنیرو، شن پن و دمی مور از بازیگران فیلم هستند.
دو محکوم که از زندان فرار کردهاند، مجبور میشوند برای عبور از مرز، برای مدتی در یک شهر مرزی نقش کشیشان را بازی کنند.
۷- گناه اصلي:

اوریجینال سین روایت زندگی مردی هوس باز از طبقه مرفه است که گرفتار عشق زنی بی هویت می شود و به خاطراین عشق همه چیزش را از دست می دهد!
در این فیلم٬بیشتر از نیروی عشق صحبت شده است٬از مردی که ناخواسته دچار عشق می شود"اون در آغوش اون شخص دیگه ای میشه بیشتر خودش میشه!"و زندگی اش بر اساس این عشق دگرگون می شود.
فیلم با تصویری از زنی در پشت میله های جایی شبیه زندان شروع می شود٬زنی که داستان از زبان او نقل می شود و از زن و مردی می گوید که از طریق آگهی روزنامه با یکدیگر آشنا می شوند.لوییز وارگرز صاحب یک شرکت صادرات قهوه است که در آشنایی های اولیه خود را کارمند آن شرکت معرفی کرده ٬جولیا راسل نیز زنی زیباست که عکس زنی با چهره ای معمولی را برای آقای وارگز ارسال کرده بود!او با صندوقی کوچک و قفس یک پرنده به هاوانا می آید!آنها همان روز با یکدیگر ازدواج می کنند.لوییز حساب های شخصی و کاری خود را به نام همسرش می کند.زندگی آآنها به حدی رام و بی دغدغه است که جولیا فراموش می کند خواهرش را در جریان این وقایع بگذارد.نامه ای سر شار از نگرانی از طرف امیلی راسل به لوییز می رسد!این نامه ماجرای فیلم را تغییر می دهد.لوییزاز جولیا می خواهد در نامه ای به خواهرش او را از حال خود با خبر کند.تا اینجا همه چیز خوب است حتی حضور کارآگاه خصوصی که به دنبال جولیا می گردد و مرگ مشکوک پرنده ای که جولیا به همراه خود آورده بودهم لوییز را نگران نمی کند٬اما با آمدن خواهر جولیا و بیان اینکه نامه ارسال شده را خواهرش ننوشته داستان تغییر می کند. حالا دیگر جولیا خانه را ترک کرده و حساب های لوییز نیز خالی است!
لوییز در تحقیاتی که به همراه همان کارآگاه خصوصی انجام می دهد متوجه می شود٬جولیا راسل واقعی به قتل رسیده است...
در ادامه لوییز جولیا را در هتل محل اقامت خود می بیندجولیا توضیح می دهد بانی کسل نام دارد٬هنرپیشه ای که از چهارده سالگی به همراه بیلی که اورا دوست٬پدر٬برادر ٬همسر و همه چیز خود می داند٬یتبیم خانه را ترک می کند...حالا دیگر لوییز می داند که بدون جولیا نمی تواند زندگی کند و جولیا اعتراف می کند که کمکم عاشق شوهرش می شده!هر دو هتل را ترک می کنند!در ادامه داستان در درگیری که بین لوییز و کارآگاه به وجود می آید کارآگاه کشته می شود .اما در واقع چنین نیست!شاید یکی از جالب ترین صحنه های فیلم صحنه کشته شدن کارآگاه باشد چرا که در مقابل نگرانی های لوییز جولیا بسیار خونسرد است به طوری که قتل را با خرید کلاه مقایسه می کند!
بعد از این ماجرا جولیا و بیلی که در واقع همان آقای کارآگاه است تصمیم می گیرند دارایی های لوییز را تصاحب کنند.ادامه فیلم بر پایه نقشه های بیلی می گذرد جولیا و بیلی تصمیم می گیرند لوییز را به قتل برسانند اما لوییز متوجه این نقشه آنها می شود و... گناه اصلی از فیلمنامه خوبی بر خوردار است همین امر موجب جذابیت این فیلم می شود٬حماقت های لوییز زمانی که ساده لوحانه فریب جولیا را می خورد بیننده را اذیت می کند اما باعث تنفر او از جولیا نمی شود٬چرا که جولیا هم معصومیت های خاص خود را دارد.
به نظر می رسد زمانی که لوییز باید قهوه مسموم را بخورد از تاثیر گذار ترین بخش های فیلم باشد"پشت سرم بهم می خندیدید؟به حماقتم می خندیدید؟به کور بودنم؟حالا به این حرفم بخند!من دوست دارم٬جولیا!بخند وقتی می گم هنوز دوستت دارم!تو رو همونطور که هستی دوست دارم٬چون می شناسمت.با خوبی ها و بدی هات!"درست در لحظه ای که بیننده تصور می کند فیلم تمام شده است ماجرا ادامه پیدا می کند...
اوریجینال سین در واقع یک درام عاشقانه مهیج است که از قدرت عشق می گوید و به نوعی به تفاوت های میان عشق و شهوت اشاره می کند"عشق ینی دادن و باز هم دادن.شهوت ینی گرفتن و باز هم گرفتن.تحلیل رفتن و نابود شدن بدون دلیل و منطق پس شد...دادن٬گرفتن.".حس عاشقانه ای که در تمام طول داستان جاریست٬باعث می شود تا بیننده به برخی از مسایل حاشیه ای مانند فرار جولیا از زندان و چگونگی پیوستن دوباره آندو به یکدیگر بی توجه باشد!
عاقبت جولیا و لوییز در کشوری دیگر زندگی جدیدی آغاز می کنند...و"هیچگاه نمی توان از عشق گریخت"آخرین جمله ایست که لوییز در جمع دوستان جدیدش بیان می کند
|
| |
| کارگردان | |
|---|---|
| تهیهکننده | |
| نویسنده |
سیمون کینبرگ |
|
براد پیت (جان اسمیت) جان و جین اسمیت برای رد گم کردن و برای این که به عنوان مظنون در یک بمب گذاری در بوگوتای کلمبیا دستگیر نشوند به شکل مصلحتی با هم ازدواج میکنند و بعد تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند اما رابطه آنها به زودی به سردی میگراید.آنها در جلسات مشاوره خانواده شرکت میکنند اما نمیتوانند دلیل مشکلاتشان را کشف کنند در ادامه ما متوجه میشویم که جان و جین دو قاتل حرفهای هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمانهایی که هرکدام از آن دو را استخدام کردهاند رقیب و دشمن همدیگر هستند و جان و جین نیز از حرفه یکدیگر خبر ندارند. آنها به طور جداگانه مامور میشوند تا یک شاهد را که شدیدا مورد محافظت است به قتل برسانند. آن دو هم زمان و بی خبر از یکدیگر دست به عملیات میزنند و در نتیجه نقشههای یکدیگر را خنثی میکنند اما هر دو پی به هویت یکدیگر میبرند هر کدام از آن دو فکر میکنند که دیگری برای سرپوش گذاشتن بر اعمال تبهکارانه خود دست به ازدواج زده است. به هر کدام از آن دو دستور داده میشود تا دیگری را ظرف ۴۸ ساعت نابود کند. طی یک تیراندازی سنگین آنها به طور سطحی زخمی میشوند و خانه شان نیز ویران میشود. اما علاقه آن دو به هم مانع این میشود که همدیگر را به قتل برسانند. صبح روز بعد آدمکش های هر دو سازمان به سراغ جان و جین اسمیت میآیند تا آنها را به قتل برسانند. جان و جین موفق میشوند شاهدی را که قبلا در صدد کشتنش بودند اسیر کنند. اما در نهایت تعجب در مییابند که این شاهد تنها یک طعمه بوده و مسئولان دو سازمان تبهکاری از ابتدا میخواستند کاری کنند که جان و جین همدیگر را بکشند سرانجام جان و جین موفق میشوند تا تمام تبهکاران را نابود کنند بعد از اتمام این ماجراها آنها حس تازهای نسبت به یکدیگر پیدا میکنند. | |
۹- سكوت برهها:
![]()
سکوت برهها (به انگلیسی: The Silence of the Lambs) فیلمی وحشتناک/هیجان آور به کارگردانی جاناتان دمه و محصول سال ۱۹۹۱ آمریکا میباشد.داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی است که با استفاده از علم روانشناسی میتواند محیط اطراف خود و انسان های آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی میتوانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و میخواست مانند بقیه انسان ها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی میکرد وی را در زندان های امنیتی نگهداری کند . وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگ های قربانی نیز دست میزد .
عوامل این فیلم جوایزی معتبری همچون جایزه اسکار ، جایزه بفتا و گلدن گلوب را بخاطر حضور در این فیلم دریافت کردند . این فیلم با داستانی به قلم توماس هریس می باشد.
۱۰- غریزه اصلی۱:
فیلم غریزه اصلی با بازی تاریخی شارون استون و مایکل داگلاس محصول سال 1992 هست که در ژانر خودش خیلی
معروفه. مخصوصاً قسمت بازجویی که حتی در فیلمهای زیادی از روی اون تقلید شده. ولی به نظر من بهترین صحنهی فیلم مربوط میشه به رقص در دیسکو که وقتی مایکل و شارون با هم میرقصند، راکسی معشوقهی همجنس باز شارون به شدت بهشون حسادت میکنه، به نظر من این حس خیلی خوب نشون داده شد.
نکتهی دیگر این فیلم شباهت بیش از حدش به فیلم جسدی برای گواهی بود که مدونا و مایکل فارست در اون ایفای نقش کردن. هم فضای فیلم شبیه اون بود هم داستانش هم مدونا و شارون استون شبیه هم بودند( حتی در گریم و طرز حرف زدن) هم مایکل داگلاس و مایکل فارست شبیه هم بودن. هر دو فیلم به یک اندازه از صحنههای جنسی استفاده کرده بودند و تقریباً روشها مشابه بود. مثلاً مدونا با دست بند دست مردها رو به تخت میبست ولی شارون با دستمال گردن.![]()
با اینکه فیلم غریزه اصلی خیلی معروفتر از جسدی برای گواهی هستش ولی من چیزهای بیشتری از جسدی برای گواهی یاد گرفتم.
در آخر هم باید بگم اگه با مسائل جنسی مشکل دارین یا به سن قانونی ( از نطر خودتون) نرسیدین این فیلم رو نبینین.
۱۱- غریزه اصلی۲:
BASIC INSTINCT 2


۱۲- پيشنهاد بي شرمانه Indecent Proposal:

كارگردان: آدرين لين
بازيگران : رابرت رد فورد ؛ دمي مور ؛ وودي هاريسون
مدت : 117 دقیقه
محصول : 1994 آمريكا
موضوع : درام ، عاشقانه
يک زن و شوهر جوان که داراي اختلافاتي با هم هستند، در سفري به لاس وگاس با يک مرد ثروتمند آشنا ميشوند. او آنچنان مجذوب زن ميشود که به زوج پيشنهاد ميکند حاضر است يک ميليون دلار براي فقط يک شب بودن با زن بپردازد. زن و شوهر براي گرفتن تصميم به جدال مي پردازند...
۱۳- راه بعدي دختر The Girl Next Door:
به كارگردانی: Luke Greenfield
فیلمنامه: David Wagner ، Brent Goldberg ، Stuart Blumberg
اهنگساز: Richard Patrick ، Pharrell Williams ، Paul Haslinger ، David Gray ، Elliott Smith
مدت زمان:110 دقیقه
ژانر:کمدی
محصول 2004 USA
رده بندی سنی: R افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند
بازیگران:
فيلم نامه:
Emile Hirsch در نقش Matthew Kidman
Elisha Cuthbert در نقش Danielle
Timothy Olyphant در نقش Kelly
James Remar در نقش Hugo Posh
Chris Marquette در نقش Eli
Paul Dano در نقش Klitz
Timothy Bottoms در نقش Mr. Kidman
Donna Bullock در نقش Mrs. Kidman
Jacob Young در نقش Hunter
Brian Kolodziej در نقش Derek
Brandon Irons در نقش
Amanda Swisten در نقش April
خلاصه داستان:
متیو پسر 18 ساله ایست که در سال آخر دبیرستان درس می خواند . او دانش آموزی مودب و درس خوان است که تنها هدفش قبولی در یک کالج سطح بالاست و بنابراین توجهی به دختران ندارد . در همین احوال دختر جذاب و زیبایی به اسم دانیله همسایه متیو می شود و زیبایی او توجه متیو را جلب می کند . بزودی رابطه ای عاطفی بین آندو شکل می گیرد اما در ادامه دوستان متیو به او اطلاع می دهند دانلیه ستاره فیلمهای پورنو است هر چند که تصمیم دارد این کار را کنار بگذارد . متیو با شنیدن این خبر دچار پریشانی روحی می شود و سپس تصمیم می گیرد هر طور شده به دانیله کمک کند تا این حرفه شرم آور را برای همیشه کنار بگذارد . متیو درس را رها می کند و تمام وقت خود را صرف این کار می کند اما حل این مشکل کار ساده ای نیست زیرا دوست پسر سابق دانیله و تهیه کننده فیلمهای او شدیداً مخالف این کار است و برای حفظ دانیله اقدام به تهدید و ارعاب متیو می کند .

فیلم راه بعدی دختر محصول سال 2004 (در سال ۱۹۹۸ هم یک فیلم با همین نام ساخته شده است لازم به ذکر است که قسمت دوم این فیلم هم ساخته شد)به کارگردانی لوک گرین فیلد میباشد این کارگردان با ساختن مجموعه های طنز تلویزیونی راه خود را باز کرد و این فیلم به نوعی بهترین اثر کاری وی محسوب میشود راه بعدی دختر یک فیلم کمدی به سبک امر یکان پای و فیلمهای مشابه است اما چیزی که این فیلم را از فیلمهای مشابه خود متمایز میکند پرداختن به مسائل مختلف و معضلات اجتماعی است که در قالب طنز با یک ساختار ساده بیان میشود شاید مقوله طنز تنها به خودی خود تنها جایی باشد که یک فیلمساز و یا یک شخص معمولی میتواند از مسائل اطراف پیرامون خود مثل سیاست معضلات اجتماعی و فرهنگی و سایر موارد به راحتی صحبت کند چون بیان صحبت و یا عمل در قالب طنز ان بعد مخرب قضیه یعنی واکنشها ی منفی را خنثی میکند اینها همگی از ویژه گی های طنز است در سینما و خصوصا سینمای هالیوود هم تقریبا به همین شکل میباشد بیان مشکلات یک جامعه در قالب طنز و یک نتیجه گری احمقانه از دست اوردهای این نوع سینمای کمدی هالیوودی است که اتفاقا کارگردان سعی میکند به جای مخاطب نتیجه گیری کند فیلم راه بعدی دختر شاید از نظر دوستداران سینما یک فیلم در رده ب فیلمهای هالیوودی باشد اما چیزی که مهم است پرداختن لوک گرین فیلد به آنچه که مشکل جوامعی مثل امریکا است را بیان میکند البته مشکلاتی که در جوامع شرقی هم وجود دارد لوک گرین فیلد در فیلم راه بعدی دختر به شکل گیری شخصیت های سیاستمداران امریکا از همان دوران کودکی و مدرسه اشاره میکند و چیزی را که به عنوان شخصیت نمایش میدهد بسیار جالب و در خور توجه است شاید شخصیت متیو کیدمن مثال مناسبی باشد جایی که در سکانسی میبینیم که او یکی از رهبران بزرگ اینده امریکا خطاب میشود شخصیتی که قانون مند است و از یک نظم و دیسیپلین خاص پیروی میکند همان چیزی که یک رئیس جمهور اینده به ان نیاز دارد !در واقع شخصیت متیو کیدمن نمادی است از یک رئیس جمهور ازادی خواه اینده با این تفاوت که او هنوز به سن ریاست جمهوری نرسیده است و هنوز یک جوان دبیرستانی است نکته جالب این است که شخصیت او ازادی خواه است او در عین اینکه به فکر اینده خود است اما به فکر مردم جهان سوم است در این فیلم او سعی میکند که یک جوان کامبوجی را که یک استعداد خاص در زمینه ریاضی است را به امریکا بیاورد تا استعداد او را شکوفا کند !در واقع این بعد اصلی قضیه این نیست چیزی که به عنوان کمک های غربی در حرف زدن و نه عمل کردن همواره انجام شده است اما در عمل قضیه طور دیگر ایست در سکانسی از فیلم جایی که متیو کیدمن در حال سخنرانی برای جوانان دبیرستانی است چهره جوان کامبوجی از اسنوبورد دبیرستان نمایش داده میشود اما خب دیالوگهای که جوان کامبوجی میگوید جالب است مثلا در حالی که تصویر یک کامبوجی جهان سومی برای بچه های دبیرستانی امریکا نمایش داده میشود از لابه لای جمعیت جوانان امریکایی خطاب کامبوجی میگویند :میخواهیم بزنیم ت و کامبوجی هم میگوید برید وحشی ها !در واقع این همان چیزی است که عملا بین جوامع غرب و شرق وجود دارد ان چیزی که از شخصیت متیو کیدمن به عنوان یک رهبر اینده آزادی خواه جوان ارائه میشود درست همانند ان چیزی است که رهبران امریکایی از ان صحبت میکنند اما در عمل فقط چیزی که در جهان وجود دارد فقط جنگ است اما جدا از این مسائل مسئله مهم دیگری که در فیلم وجود دارد مسئله شخصیت است لوک گرین فیلد شکل گیری شخصیت یک رهبر اینده و یک جوان امریکایی و یا هر جایی را نمایش میدهد معضلی که به عقیده من غرب و شرق ندارد و شاید مشکل خیلی از جوامع باشد متیو کیدمن که یک ارمان گرای منظم و تحت قواعد و قوانین خویش بود به یک باره ساختار شکن میشود و تمام قوانینی را که خود به ان عقیده داشت را زیر پا میگذارد و این اتفاق زمانی رخ میدهد که او عاشق یک دختر جوان که بازیگر فیلمهای پور نو است رخ میدهد !

از اینجا به بعد کارگردان فیلم راه بعدی تمام دختران امریکانی را نشان میدهد جایی که متیو کیدمن شخصیت خود را در گرو داشتن یک دوست دختر زیبا میبیند در واقع در فیلم کسانی را که یک شکل انسانی تری برای زندگی انتخاب کرده اند را احمق نشان داده میشوند و کاراکترهایی که چند دوست دختر در اختیار دارند اشخاصی قدرتمند نمایش داده میشوند جوانی که در امریکا دوست دختر نداشته باشد و دختری که در دبیرستان ب .ا .ک .ر .ه. باشد احمق و کودن به زعم فیلم راه بعدی دختر هستند جالب اینجاست که در این فیلم تمام ان راههایی که یک دختر امریکایی در پیش رو دارد بعد از دوران دبیرستان نمایش داده میشود !بازی کردن در فیلمهای پ .و .ر .ن .و این همان راهی است که لوک گرین فیلد در این فیلم سعی دارد به ان اشاره کند .راهی برای بدست اوردن شخصیت تجربه ای که شخصیت اصلی داستان متیو کیدمن سعی دارد ان را بدست اورد شاید تصویری که ما از این شخصیت در ابتدای فیلم میبینیم با ان تصویری که در انتهای فیلم از این کاراکتر مشاهده میکنیم در نظر اول یک چرخش 180 درجه ای باشد اما با کمی دقت میبینیم که در واقع متیو کیدمن همان ارمان گرای ازادی خواه احمقی است که در ابتدا در او سراغ داشتیم در سکانسی متیو کیدمن برای اولین بار به یک بار ا س ت ر ی پ ت ی س میرود مکانی که در ان هیچ قوائدی از نظر اخلاقی وجود ندارد اما جالب اینجاست که این مکان فاسد هم قانون خاص خود را دارد متیو کیدمن در این مکان از استادان مدرسه خود تا همسایگان خود و تمام کسانی را که پیرامون او وجود دارند را میبیند کسانی که در ظاهر یک اخلاق گرا جلوه میکردند اما در واقعیت جدا از ان چیزی بودند متیو کیدمن به ان فکر میکرد این نمادی است از تمام مردمی که در ظاهر ازادی خواه و اخلاق گرا هستند اما در باطن انسانهای هرزه روانی بیش نیستند لوک گرین فیلد در این فیلم به مسائل اخلاقی درون دبیرستان های امریکا اشاره میکند و به نوعی عملکرد شرکت های فیلمسازی پ و ر ن و را زیر سوال میبرد به هر حال لوک گرین فیلد به عنوان یک کارگردانی که از طریق طنز به این مسائل پرداخته است در نوع خود موفق عمل کرده است و شاید جدا از قضیه تکنیکی سینمای طنز در زمینه روایت معضلات در قالب یک جریان طنز بسیار موفق عمل کرده است خصوصا اینکه این فیلم از تمام فاکتورهای هالیوود پیروی میکند فیلم راه بعدی دختر آنچنان در زمینه سینمایی و بعد تکنیکی فیلم قدرتمندی نیست اما از لحاظ جامعه شناختی و مسائل فرهنگی فیلم خوبی است که میتوان به ان پرداخت و مشکلات مطرح شده فیلم را با جوامع شرقی مقایسه کرد مشکلاتی که شاید در بسیاری از ساختارها با هم مشترک باشند .از نقاط برجسته فیلم اهنگ و موسیقی متن فیلم است که به خوبی ساخته شده است در نهایت شاید در نظر این فیلم هم همانند فیلمهایی ضعیفی مثل امریکان پای به نظر برسد اما در واقع این طور نیست این نکته را میتوان از فیلم قبلی کارگردان فیلم متوجه شد فیلم با نام انیمال و یا حیوان که در ان فیلم گرین فیلد تمام شخصیت های حیوانی انسان را در قالب یک کمدی و طنز حساب شده ارائه میدهد پس این نگاه دقیق به مشکلات اجتماعی نمیتواند اتفاقی باشد شاید راه بعدی دختر در واقع راه قبلی هم باشد !
۱۴- فرياد مورچهها Scream of the Ants:

فيلمنامه، تدوين و کارگرداني: محسن مخملباف
موسيقي: کريج پروس
بازيگران: محمود شکرالهي، مه نور شادزي، برات…
تهيه کنندگان: وايلد بانچ
خانه فيلم مخملباف
لابراتوار: پراساد فيلم (مدرس)
تايم: ۸۵ دقيقه
سال: ۱۳۸۴
کشور: هند
۳۵ ميلي متري
پخش بين الملل: کمپاني وايلد بانچ
خلاصه داستان:
دختري که به خدا باور دارد، عاشق مردي است که به خدا باور ندارد. آن ها تصميم مي گيرند، براي ماه عسل به هند بروند و …
قصد ندارم به پيام فيلم بپردازم كه خود فيلمساز هم قصد پيام دادن نداشت. بلكه او ما را در مقابل تصاوير و ديالوگ هايى قرار داد كه نقش هر كدامشان تلنگر زدن به ذهن مخاطب بود. شروع فيلم با تصويرى سورئاليستى آغاز ميشود كه در آن زنى نشسته بروى صندلى چوبى ميان خط راه آهن را ميبينيم كه دستكش پشمى كه گويى دست كسى است كه از مچ بريده شده است چشمان او را بسته و در پشت سرش مرد با چترى در دست ايستاده است. اين شات دقيقا يك تابوى نقاشى است كه بما وعده ميدهد بايد منتظر اتفاقات عجيب باشيم. دستكش پشمى بيش از هر چيزى دلهره اى را در بيننده القا ميكند كه اين دلهره در صحنه هاى بعد در جاى منطقى خود مينشيند.
زوج جوان براى ما عسلشان بدنبال يافتن " مرد كامل" به سرزمينى آمده اند كه بقول دختر فاحشه فيلم " سيصد مليون مذهب در آن حكمفريايى ميكند" . مرد خدانشاس و كمونيست بدنبال زنى در چنبره اى از وابستگى هاى عرفانى در پى يافتن حقيقت به اين سفر رهسپار شدند. زن نمونه اى نمادين از نسل حاضر ساكن در ايران است كه براى فرار از مصائب و تلخى ها زندگى به سكون و عرفان وابسته شده اند.نسلى كه امروز گريزان از اسلام به بودا و مذاهب كنفسيوسى ژاپن رو كردند و مرگ پرست شدند. نسلى كه براى فرار از فشار سهمگين اختناق يوگا تمرين ميكنند و بدنبال سهراب سپهرى بدنبال يافتن سكه دهشاهى در جوى خيابان هستند و اسطوره هايشان فروغ فرخزاد است كه برايشان وعده مرگى دلپذير و آرام ميدهد. زن فيلم نمونه اى از هزاران هزار دختر جوان از طبقه متوسط و روشنفكر ايران است كه هرچه فضا بيشتر بر آنها تنگ شد اما آنها بيشتر به عرفان و فسلفه هاى پوچ گرايش پيدا كردند. بطوريكه طالع بينى ، جادوگرى، بحث هاى خودشناسى و روانكاوانه امروز يكى از مطاع هاى پرخريدار نسل امروز ايران است ، مطاعى كه در دكان كانال هاى ماهواره اى و بحث هاى روان درمانى الهى قمشه اى و دكتر هلاكويى خريدارانى دارد كه حاضرند زندگيشان را هزينه يافتن حقيقتى كنند كه حتى مروجينشان هم به آنها باور ندارند.
آن دو رهسپار دنيايى ميشوند كه ما فقط از آن " تاج محل و گاندى " اش را ميشناسيم . اما اين دوربين فيلمساز است كه هندوستان جادويى را از اسمان به زير كشيده و ما را با صحنه هايى روبرو ميكند كه نفس در سينه حبس ميشود. فيلمساز اگاهان تمامى عقايد و خرافاتى كه ما ابلهانه عادت كرديم به بهانه " احترام به عقايد جامعه " پاس داشته و محترمشان بشماريم را به سخره ميگيرد. او نشان ميدهد كه تمامى مذاهب و عقايد اوهاماتى پوچ هستند كه به واسطه منافعى كه قشرى از جامعه به آن نياز دارند حفظ و پاسدارى ميشوند ، قشرى كه هم ميتوانند سرمايه داران باشند و هم انسانهاى فقيرى كه تنها راه نجاتشان را وابستگى به آنها ميدانند.كه نمونه اى زيباش در سكانس " نگه داشتن قطار توسط پيرمرد" نشان داده ميشود .
پيرمردى افليج روى ريل قطار مينشيند و با دستهايش قطار را متوقف ميكند. با توقف قطار از هر طرف گرسنگانى كه پنهان شده بودند هجوم مياورند كه تكه نانى از مسافران بگيرند و قطار براه خود ادامه ميدهد. پيرمرد ميگويد " من قطار را نگه نميدارم ، اين لكوموتيو ران است كه با ديدن من قطار را متوقف ميكند" ! و از غريبه ها ميخواهد كه او را از آن محل دور كنند. اما مردم مانع ميشوند و پيرمرد را بزور كنار خود نگه ميدارند تا او را روى ريل بنشانند تا قطار بعدى تكه نانى را برايشان به ارمغان بياورد و اين داستان همينگونه تكرار ميشود. براي كسب اطلاعات بيشتر از اين فيلم روي لينك زير كليك كنيد. http://blog.360.yahoo.com/blog-lSP4uxw_crRoL6Dj2kKxisNr3A--?cq=1&p=2862
۱۵- ذهن زيبا A BEAUTIFUL MIND
کارگردان :ران هاوارد
فیلمنامه:آکیوا گلدزمن بر اساس کتابی از سیلویا ناسار
مدیر فیلمبرداری :راجردیکنز-موسیقی:جیمز هورنر
بازیگران:راسل کرو(جان نش) ,ادهریس(ویلیام پارچر),جنیفر کانلی(آلیشیا)
محصول2001 امریکا,132 دقیقه
خلاصه فیلم:سال 1947 جان نش دانشجوی دانشگاه پرینستن است.او بسیار باهوش اما غیر عادی است؛یک نابغه ریاضی که آداب اجتماعی را رعایت نمیکند.او و هم اتاقی اش چارلز,سالهای سختی را پشت سر گذاشته اند.سالها بعد در پی تحولات شگرف اقتصا دی ,جان مشغول تدریس در MIT میشودوبرای ویلیام پارچر مامور مشکوک دولت کار رمز گشایی انجام میدهد.در همین دوران جان با الیشیا ,یکی از شاگردانش ,آشنا میشود و با او ازدواج میکند.اما دیری نمیگذرد که دنیای خوش او خراب میشود,چون جان دچار.........
۱۷- ماموریت غیر ممکن ۳ Mission Impossible 3:
|
نام: |
ماموریت غیر ممکن1 (Mission Impossible 1) |
|
کارگردان: |
برایان دی پالما (Brian De Palma) |
|
تهیه کننده: |
تام کروز (Tom Cruise) |
|
فیلم نامه نویس: |
دیوید کوئپ (David Koepp) رابرت تان (Robert Towne) |
|
بازیگران: |
تام کروز (Tom Cruise) جان ویت (jon Voight) امانوئل برت (Emmanuelle Béart) |
نمایی از داستان:
"ایتن هانت"، "تام کروز" عضو آژانسی به نام "آی ام اف" است. این آژانس زیر نظر "سی آی ای" فعالیت میکند. "ایتن" در عملیاتی برای جلوگیری از دسترسی یک قاچاقچی اسلحه به لیست ماموران مخفی آژانس در اروپای شرقی، درگیر توطئه ای پیچیده میشود. "ایتن" با تلاشی زیاد و در غالب عملیاتی بسیار خطرناک در نهایت موفق میشود خود را تبرئه کرده و قاچاقچی را به دام بیندازد.
اگه بیشتر از این میخواین بدونین روی لینک زیر:کلینک بفرمائید:
http://www.zirnevis.com/64-_1_mission_impossible_1.html
۱۸- كازابلانكا
کازابلانکا (۱۹۴۲) نام یکی از معروفترین فیلمهای تاریخ سینماست که ماجرای عاشقانهای را در بحبوحه جنگ دوم جهانی به تصویر میکشد. فیلمی با هنرنمایی دو هنرپیشه مهم تاریخ سینما یعنی همفری بوگارت و اینگرید برگمن که همراه با فیلمنامه و دیالوگهای شاهکار به کار رفته در آن از محبوبترین فیلمهای کلاسیک سینماست و حتی برخی آن را بهترین فیلمی میدانند که تاکنون در سیستم استودیویی هالیوود ساخته شدهاست. کازابلانکا بارها و در نظرسنجیهای مختلف به عنوان بهترین فیلم عاشقانهٔ تاریخ سینما شناخته شدهاست.
ریک بلین (هامفری بوگارت) صاحب کابارهای در شهر کازابلانکا معشوقهٔ سابقش، ایلسا (اینگرید برگمن) را در وضعیت بدی میبیند و ادامه ماجرا ....
۱۹- سیندرلا
نقش سيندرلا را در اين فيلم "ملاني لورن" بازي مي كند كه فوريه گذشته براي فيلم "نگران نباش، حال من خوب است" برنده جايزه سزار، بهترين بازيگر زن تازه كار شد و "كاترين ژاكوب" نيز نقش نامادري بدجنس او را بازي خواهد كرد.
همچنين ژان رنو دراين فيلم اقتباسي نقش پادشاه را ايفا خواهد كرد و "مارسو" نيز در نقش پري ظاهر خواهد شد.
قصه "سيندرلا" قصه آشنايى است و كمتر كودك،نوجوان و بزرگسالي را مى توان يافت كه با اين داستان آشنا نباشد.
۲۰- ملینا
malina (با بازی مونیکا بلوچی)
کارگردان:
giuseppe tornatore
فیلم روایتی ست از دید پسرکی جوان(رنانو) که عاشق زنی به نام مالینا می شود . ولی با توجه سن کم پسر او نمی تواند این موضوع را با کسی در میان قرار دهد . ولی به طور مداوم مالینا رو تحت نظر دارد و حوادثی که برای مالینا پیش میاید کاملا آگاه است .
شوهر مالینا به جنگ رفته
مالینا زن خوش چهره ایی که بیشتر مردم شهر به اون حسادت می ورزن و اون رو زن بدکاره ایی می دونن . با خبر کشته شدن شوهر مالینا در جنگ ، مالینا به وسیله مردان هرزه(مانند وکیل شهر ) ، مورد تجاوز قرار میگیره ( البته مالینا به خاطر شرایط بحرانی جنگ و اینکه سرپرستی نداشت که بتونه شکمش رو سیر کنه هر چند با اکراه این رابطه های غیر شرعی رو می پذیرفت) ولی زنان این مردان همه این حوادث رو از چشم مالینا می دونن . بالاخره با خروج نظامی های آلمانی (که تا حالا مالینا به خاطر رابطه با این نظامیان در امان بود )، زنان شهر به مالینا حلمه ور می شن و تا سر حد مرگ اون رو می زنن و گیس هاش رو می برن . مالینا با حال نزار شهر رو ترک میکنه.
یک سال بعد
شوهر مالینا از جنگ بر میگرده . معلوم میشه که اون کشته نشده بود ولی یک دستش رو از دست داده . شوهر برای دیدار با همسر خود به خانه باز میگردد ولی دریغ که مالینایی نیست بلکه خانه مملو از آوارگان جنگی ست . شوهر پرسان پرسان سراغ همسر خود را میگیرد ولی کسی او را یاری نمی دهد . پسرک داستان ، با نامه ایی شوهر را از حقیقت امر آگاه میکند که جریان از چه قرار است و به او می گوید که مالینا به کجا رفته است .
در سکانس بعدی که نشان از گذشت زمانی طولانی دارد (پسر بزرگ شده و دست دختری دیگر را در دست دارد ) می بینیم که شوهر و مالینا دست در دست یکدیگر وارد شهر می شوند . تمام مردم شهر بهت زده ، ولی این بار رفتار مردم شهر با مالینا طور دیگریست . همان ها که اون را کتک زده اند به او می گویند : بون جور مالینا(صبح به خیر مالینا)


بازيگران: Robbie Amell ,Bradford Anderson ,Christine Barger
محصول 2007 آمريکا
شیرینی آمریکائی یا کیک آمریکائی فیلمی کمدی-عاطفی میباشد که احساسات عاطفی جوانان آمريکائی را بصورت طنز به تصوير میکشد. فکر نکم کسی باشه که 5 شماره قبلی اين فيلم را نديده باشه. در شماره 6 اين فيلم از بازيگران نسخه 5 آن دوباره استفاده شده و داستان باز هم بر روی استيفلرها میچرخه. اين فيلم هم مثل نسخههای قبلی خودش باحاله و پيشنهاد ميکنم حتما ببينيد.
۲۳- دیگران The Others :
کارگردان : آلخاندرو آمنابار
● بازیگران : نیکول کیدمن ( گریس استوارت ) ؛ فیونولا فلاناگان ( خانم میلز ) ؛ کریستوفر اکلستن ( چارلز ) ؛ آلاکینا مان ( آن ) ؛ جیمز
▪ بنتلی ( نیکلاس ) ؛ اریک سایکس ( تاتل ) ؛ الین کسیدی ( لیدیا )
● محصول ۲۰۰۱ آمریکا ، اسپانیا ؛ ۱۰۱ دقیقه
خلاصه داستان
انگلستان ، جزیره جرسی ، اندکی پس از جنگ جهانی دوم . گریس استوارت در غیاب همسرش با فرزندانش ، « آن » و « نیکلاس » در خانه ای بزرگ اما دورافتاده زندگی می کند . او پس از ناپدید شدن ناگهانی خدمتکارانش ، آگهی استخدامی برای روزنامه فرستاده ، اما پیش از چاپ آگهی ، خانم میلز و دو همراهش ، تاتل و لیدیا به گریس مراجعه می کنند . گریس آنها را با کودکانش که به شدت نسبت به نور حساس هستند ، آشنا می کند و قوانین خشک و عجیب خانه را برای آنها می گوید . « آن » از حضور پسری به نام ویکتور در خانه سخن می گوید ، اما کسی جز او ویکتور را نمی بیند . گریس با تنبیه های مکرر خود میکوشد .
آن را از خیال بافی و ترساندن برادر کوچکش بازدارد و حتی وقتی خود با صداهای عجیب و رفت و آمدهای مشکوک در خانه مواجه می شود ، باز هم می کوشد با مصرف دارو و مراجعه به کشیش جزیره ، مشکل خود را حل کند . او در نیمه راه کلیسا در جنگلی مه آلود ، به جای کشیش ، با شوهرش « چارلز » مواجه می شود که از یکسال و نیم پیش به جنگ رفته بود . چارلز پس از بازگشت به خانه ، درباره حادثه ای که برای گریس و بچه ها روی داده می پرسد ، اما گریس پاسخ واضحی نمی دهد . چارلز ناپدید می شود و رفت و آمدهای موجوداتی که دیده نمی شوند ، گریس را در وحشتی روزافزون فرو می برد . پرده های ضخیمی که از ورود نور به خانه جلوگیری می کردند ، یکباره ناپدید می شوند و گریس ، وحشت زده ، فرزندانش را در اتاقی که پنجره اش را با تخته های سیاهی پوشانده جای می هد .
خانم میلز در برابر اضطراب و وحشت گریس ، آرام و خونسرد رفتار می کند و همین موجب اخراج او و همراهانش می شود . « آن » و نیکلاس شبانه برای یافتن پدر از پنجره اتاقشان به باغ می روند و در انتهای باغ ، با گورهای متعلق به خانم میلز و همراهانش روبرو می شوند . گریس نیز در همین زمان ، پس از نومید شدن از یافتن پرده ها با اتاق خانم میلز می رود و در زیر تختش ، عکس جسد های او ، تاتل و لیدیا را می یابد آن و نیکلاس وحشت زده از خانم میلز و همراهانش می گریزند و به مادرشان پناه می برند .
خانم میلز به آنها می گوید که همه چیز تغییر کرده و آنها باید با شرایط جدید و همچنین حضور مزاحمان کنار بیایند . گریس با شنیدن جیغ آن و نیکلاس به طبقه بالا می رود و چهار نفر را می بیند که گرد میزی نشسته اند . یکی از آنها پیرزنی با چشمانی سفید است که ارواح را احضار می کند . او از « آن » می خواهد حادثه ای را که برایشان رخ داده ،بازگو کند . « آن » می گوید که چگونه مادرش ، او و نیکلاس را در حالت جنون کشته است . گـــریس با عصبانیت به کسانی که گـرد میز نشسته اند ، حمله می برد و آنها را وادار به خروج از خانه می کند . او سپس فرزندانش را در آغوش می گیرد و با آرامش ، چگونگی کشتن آنها و سپس خودش را بازگو می کند .
۲۴- پرسپولیس perspolis :
البته ناگفته نمونه این فیلم ضد ایرانی ساخته شده و بنده اصلاً ضد ایرانی نیستم ولی از اونجائی که قرار شد فیلم هائی رو که دیدم و قشنگ بوده (حالا چه از نظر فیلبرداری یا صدا یا فیلم نامه یا غیره) رو بذارم این فیلم رو هم گذاشتم برای معرفی. امیدوارم خوشتون بیاد. البته وقتی ببینید چه جایزه هائی به این فیلم دادن خواهید فهمید که غربی ها از این فیلم ضد ایرانی چقدر استقبال کردند.کاری به درست یا غلط بودن فیلم ندارم این فیلم از دید خانم مرجان ساتراپی بوده و قابل احترام. بگذریم چون من اصلا سیاسی نیستم و نمیخوام باشم چون حالم از سیاست به هم میخوره.
((((((((((((((وااااااي من ديشب اين انيميشن رو ديدم البته مطلب بالا رو وقتي نوشتم كه نديده بودم و حالا كه ديدم بايد يه چيزائي به مطالب بالا اضافه كنم. يكي اين كه داستان 80% دروغه و اونجاش هم كه راسته انقدر مبالغه شده و بزرگ شده كه اصل قضيه كلاً پاك شده حالا مرجان خانم چي ميخواسته كه نتونسته بهش برسه رو نفهميديم غير از اين كه ايشون دوست داره هر شب بره پارتي و مشروبات الكي و سكس و ....... خوب اين كه نشد خوشبختي مرجان خانم رفتي اون ور آب خيال كردي روشن فكر شدي يا عموت شهيد شده خيال كردي كه هر كاري دلت ميخواد بايد بكني. تو خارج از كشورت هم كه خودت نشون دادي از اين خونه به اون خونه سربار اين و اون و دست آخر هم كه زير پل خوابيدي و اون دوتا سايه مرد كه نيمههاي شب اومدن سراغت و....... اين رو ميخواي ؟ تو به اين ميگي آزادي خانم مرجان به اصطلاح روشن فكر يه كم يه طرفه به قاضي نرو دوماً من فكر كردم شايد هم يه پولي بهت دادن اين فيلم رو بسازي اصلا بگذريم به من چه هر كي ميخواد هر جوري فكر كنه فقط من يه خواهشي دارم كه منطقي به فيلم نگاه كنيد ممنون ميشم. (هر چند هنر دستاندركاران فيلم رو توي نقاشي، ديالوگ، موسيقي متن و ........ نميشه ناديده گرفت)))))))))))))))))))))))))))
پرسپولیس نام فیلم انیمیشنی است، محصول سال ۲۰۰۷ کشور فرانسه، به کارگردانی مرجان ساتراپی و ونسان پارونو که بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شده است. این فیلم جایزه هیات داوران جشنواره بینالمللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.
«پرسپولیس» به خاطرات مرجان ساتراپی در ایران تا قبل از اینکه به کشور فرانسه مهاجرت کند مربوط میشود.
برای دیدن عکسهایی از این فیلم روی لینک زیر کلیک کنید.
http://ww2006.blogfa.com/post-12.aspx
- ۸۰مین مراسم جایزه اسکار، نامزد جایزه بهترین انیمیشن بلند[۷]
- ۶۵مین جایزه گلدن گلوب
- نامزد برای بهترین فیلم خارجی
- ۶۰مین جشنواره فیلم کن (۲۰۰۷)
- برنده جایزه ویژه هیئت داوران
- نامزد جایزه نخل طلائی (Palme d'Or)
- جایزه سزار (۲۰۰۸)
- نامزد بهترين فيلمنامه اقتباسی
- نامزد بهترين موسيقی
- نامزد جايزه نخستين اثر
- نامزد بهترين صداگذاری
- نامزد بهترين تدوين
- جوایز فیلم اروپا (۲۰۰۷)
- نامزد بهترین فیلم
- جشنواره فیلم لندن (۲۰۰۷)
- جایزه ساترلند (مهمترین جایزه جشنواره فیلم لندن)
- جشنواره بینالمللی فیلم سینمانیلا (۲۰۰۷)
- جایزه ویژه هیئت داوران
- جشنواره بینالمللی فیلم سائوپلو (۲۰۰۷)
- برنده بهترین فیلم خارجی
- جشنواره بینالمللی فیلم ونکوور (۲۰۰۷)
- برنده انتخاب تماشاگران به عنوان محبوب ترین فیلم
۲۵- سری فیلم های شرک Sherk :
(باز هم تشکر از پریسا عزیز که این فیلمهای قشنگ رو معرفی کرد اینم وبلاگش هر کی دوست داشت بره ببینه من دیدم و خیلی خیلی خوشم اومد)http://vebemozakhrafeman.blogfa.com /


شرك 2
((شرک)) (SHREK) يکی از شخصيت های محبوب انيميشن معاصر سينمای جهان است. موفقيت غافلگيرکننده شرک، سازندگان آن را برآن داشت تا دنباله ای براين انيميشن بسازند و بدينسان شرک 2 شکل گرفت . در شرک، بازيگران معروفی چون (( ادی مورفی ))، (( جولی اندروز )) و . . . . به جای شخصيت های کارتونی حرف میزنند. شرک 2 به تازگی درسينماهای جهان به اکران درآمده است. اين غول سبز و دوستش خر وراج نه تنها کودکان و نوجوانان بلکه همه مردم را جذب خود کرده اند. بااين مطلب شما اطلاعات جالبی در مورد شرک پيدا می کنيد.
خلاصه داستان شرک 2
داستان (شرک2) دقيقا از جايي شروع می شود که در (شرک1) به پايان رسيد، يعنی ((شرک)) و ((فيونا)) تصميم می گيرند که به ماه عسل بروند و فيلم ما را به سرزمين ((فارفاراوی – یعنی سرزمين بسيار بسيار دور)) می برد. ((شرک و فيونا)) به ((فارفاراوی)) می روند تا خبر خوشحال کننده ی ازدواج شان را به پدر و مادر ((فيونا)) که شاه و ملکه ی آن سرزمين بودند بدهند.
اما وقتی همه می فهمند که ((فيونا)) با يک ديو ازدواج کرده است بسيار ناراحت می شوند و در اين ميان((پرنس چارمنيگ)) که قرار بود او طلسم ((فيونا)) را بشکند بيش از همه ناراحت می شود. در ضمن در اين فيلم با ((مادر افسانه ای)) اسرارآميز و با به نام ((اپل پويزن)) ((سيب مسموم)) آشنا می شويم که در اين ((بار)) گربه ای چکمه پوش رفت آمد می کند و اين گربه شکارچی ديو است و اجير می شود تا شرک را از ميان ببرد و . . .
عوامل فيلم (شرک 2)
ساخت شرکت دريم وورکس Dream Works
کارگردانان : اندور آدامسون، کلی آزبری، کنرادورنان
فيلمنامه نويسان : اندرو آدامسون بر اساس داستانی از ((ويليام استيج))
تهيه کنندگان : آرون وارنر، ديويد ليپ من، جان اچ. ويليامز
موسيقی : هری گرگسون- ويليامز
صداها: شرکت مايک مايرز
خر: ادی مورفی
پرنس فيونا: کامرون اياز
ملکه: جولی اندروز
گربه چکمه پوش : آنتونيو باندراس
شاه : جان کليس
پرنس چارمينگ : راپرت ايورت
مادر افسانه ای : جنيفر ساندرز
تا اینجا ۲۵ فیلم معرفی شد از اینجا به بعد در یک مطلب جدید بقیه رو معرفی میکنم ولی دوست دارم حتما حتما ببینید با آرزوی موفقیت همه دوستان و آشنایان.


















