X
تبلیغات
روز خوب Good Day - فیلم های قشنگ و توپ سری اول 25 فیلم

روز خوب Good Day

............... به امید روزهای خوب برای دلهای خوب ...............

فیلم های قشنگ و توپ سری اول 25 فیلم

۱- وکیل مدافع شیطان Devil's Advocate:

  

فیلم وکیل مدافع شیطان محصول 1997 آمریکا،به کارگردانی تیلور هکفور با فیلم نامه ای از جانتان لمکین بر اساس رمانی از اندرو نیدرمن است.کوین لوماکس(با بازی کیانو ریوز)وکیل بسیار موفقی است که قبلا بازپرس بوده است.او رکورد دار پرونده های موفق است.در دادگاه او وکالت مردی که به اتهام تجاوز به یک دختر در حال محاکمه است به عهده دارد و موفق می شود علی رغم گناهکار بودن مرد او را تبرئه کند.در همین حین رئیس یک شرکت بزرگ حقوقی در نیویورک او را جذب شرکت خود می کند و با پیشنهاد های مالی خود او را اغوا می کند.او در شرکت به موفقیت شغلی خود ادامه میدهد  در حالیکه  همسرش از واقیت و او در حال دور شدن است.

شیطان،رئیس این شرکت است.جان میلتون-شیطان-(با بازی آل پاچینو) در راس سازمانی قرار دارد که به دفاع از حقوق مجرومان می پردازد نه متهمان.این دستگاه شیطانی به جانشینی برای ادامه حیات خود نیاز دارد و کوین نادانسته توسط جان میلتون برای بر آوردن این خواسته مورد استفاده قرار می گیرد.در انتها کوین متوجه حقه جان می شود و برای نابود شدن دستگاه او خود را می کشد.البته این تمام ماجرا نیست و در آخر فیلم بیننده در می یابد که تمام اینها رویاهایی بوده اند که در مخیله کوین در خلال همان دادگاه کذایی اولی جاری بوده است.

۲- چشمان کاملاْ بسته Eyes Wide Shut:

کارگردان : استنلی کوبریک – بازیگران : تام کروز ، نیکول کیدمن ، سیدنی پولاک ، ماری ریچاردسون – فیلمنامه : استنلی کوبریک با همکاری فدریک رافائل – با نگاهی بر داستان حمله عصبی نوشته آرتور آشنیتسلر – 158 دقیقه محصول 1999 آمریکا/انگلستان.

 در ضیافتی در شهر نیویورک ، دکتر ویلیام هارفورد(تام کروز) به طبقه بالا خوانده میشود تا خانم جوانی را که در مصرف موارد مخدر زیاده روی کرده است معاینه کند.آلیس(نیکول کیدمن) همسر او در غیابش با مهمان دیگری سرگرم گفت گو میشود.شب در خانه آلیس پیش شوهرش اعتراف میکند که زمانی به یک افسر نیروی دریایی علاقه مند بوده است.بین زن و شوهر بحث در میگیرد و مرد از خانه بیرون میزند و تماشاگر همراه با یک شبگردی طولانی از دایره روابط فردی به دایره روابط اجتماعی قدم بر می گذارد.ویلیام با آدمهای مختلفی برخورد میکند که از جمله دوست قدیمیش نیک که درباره یک میهمانی خصوصی برایش تعریفهایی میکند.برای رفتن به این میهمانی حاضران باید کلمه عبور را بدانند نیک این کلمه را به ویلیام می گوید.ویلیام برای رفتن به این میهمانی به لباس مخصوصی نسازمند است این لباس را تهیه میکند و به میهمانی میرود اما در آنجا با صحنه های عجیبی روبه رو می شود.در این بین زنی پیش ویلیام می آید و او را ترغیب به رفتن میکند ولی ویلیام می ماند.و گرفتار میشود.یکی از مسئولان مهمانی کلمه عبور دوم را از ویلیام سوال میکند و او نمیداند.مرد از او میخواهد که ماسکش را بردارد او باید مجازات شود ، اما همان زن جان ویلیام را نجات میدهد و میگوید که حاضر است که بجای او مجازات شود.

بعد ویلیام متوجه میشود که یکی از مانکنها مرده است و او متوجه میشود که آن همان نجات دهنده اش است.به سرد خانه میرود و جسد او را می بیند.دوست دیگر ویلیام که در مهمانی بوده به او می گوید.که این همان دختر است ولی به خاطر مصرف بیش از حد مواد مخدر جانباخته است.ویلیام به خانه باز میگردد و در کنار آلیس آرامش میابد ، آلیس به او میگوید که باید زندگی را از ابتدا آغاز کنند.

۳- کازینو رویال:

 

دوباره جیمز باند مامور ۰۰۷ و یه فیلم کاملاْ اکشن. کازینو رویال نام بیست و یکمین فیلم از ماجراهای جیمز باند و اولین حضور دانیال کریگ در نقش جیمز باند است که در سال ۲۰۰۶ میلادی براساس داستانی با همین نام از یان فلمینگ، نویسنده مشهور انگلیسی ساخته شد.

۴- جان سخت ۴:

یه فیلم کاملاْ اکشن با بازی هنرپیشه درجه یک هالیوود بوریس ویلیس (عشق من). آخرین فیلم ساخته شده از سری فیلمهای "جان سخت" در سال 2007 که به گفته همگان بهترین آنها نیز میباشد.یک سوپر اکشن کامل،با بازی بروس ویلیس،با کیفیت عالی و زیر نویس فارسی
خلاصه داستان :نقشه حمله ای به تاسیسات ایالت متحده در روز استقلال امریکا 4 جولای کشور را به خطر می اندازد. این نقشه دقیق و اسرار آمیز تمام جوانب را زیر نظر دارد به جز یک مورد آن هم پلیس ما جان مک کلین است.
آغاز روز چهارم جولای است اما برای کارگاه نیویورکی ، مککلین تعطیلی وجود ندارد. به او که صبح را با جر و بحث با دختر دانشگاهی اش شروع کرده ، ماموریت دادند تا جوان هکری به نام فارل را بیابد اما این ماموریت به ظاهر عادی در عمل بسیار غیر عادی می شود. مک کلین به کمک همین فارل پی به وخامت اوضاع می برد و متوجه می شود که حمله عظیمی علیه تاسیسات ایالت متحده در حال شکل گرفتن است و رهبر این توطئه یعنی توماس گابریل در برنامه خود بسیار جلوتر از مک کلین قرار گرفته است ...

۵- شهر گناه Sin City:

        

فیلم شهر گناه Sin City یکی از بهترین فیلم‌هایی هست که تا حالا دیدم. یک فیلم با فضایی خاص و بازی‌های خیره‌کننده. جالب اینجاست که تمام این فیلم توی استودیو فیلمبرداری شده و بیننده هم اصلا حس نمی‌کنه که تمام فیلم جلوی پرده آبی فیلمبرداری شده. رد پای تارانتیتو جای جای فیلم دیده می‌شه و جالب اینجاست که توی تیتراژ آغازین فیلم ننوشته کارگردان: رابرت رودریگوئز بلکه جای کارگردان از عبارت کات اند شات استفاده کرده. فرانک میلر که خالق داستان‌های استریپ و گرافیکی هست، شهر گناه رو هم به عنوان یکی از همین دست کتاب‌ها طراحی کرده بود که در کنار رودریگوئز اون رو تبدیل به فیلم کرد که در نسخه DVD فیلم می‌تونین پشت صحنه این فیلم رو ببینین و شباهت گرافیک کتاب و پلان‌ها رو مقایسه کنین. نکته آخری هم این که سعی کنین این فیلم رو حتما از روی DVD تماشا کنین. من که کلی حال کردم به خصوص که زیرنویس‌های فارسی فیلم هم به جز یکی دو مورد غلط املایی هیچ اشکالی نداشت. زیرنویس‌های این فیلم هم کار خوب بچه‌های سایت زیرنویس دات کام هست که انصافا کارشون خیلی درسته.

۶- ما فرشته نيستيم:

پوستر فیلم

فیلمی است کمدی به کارگردانی نیل جردن ساخته شده به سال ۱۹۸۹ میلادی. رابرت دنیرو، شن پن و دمی مور از بازیگران فیلم هستند.

دو محکوم که از زندان فرار کرده‌اند، مجبور می‌شوند برای عبور از مرز، برای مدتی در یک شهر مرزی نقش کشیشان را بازی کنند.

۷- گناه اصلي:

        

اوریجینال سین روایت زندگی مردی هوس باز از طبقه مرفه است که گرفتار عشق زنی بی هویت می شود و به خاطراین عشق همه چیزش را از دست می دهد!
در این فیلم٬بیشتر از نیروی عشق  صحبت شده است٬از مردی که ناخواسته دچار عشق می شود"اون در آغوش اون شخص دیگه ای میشه بیشتر خودش میشه!"و زندگی اش بر اساس این عشق دگرگون می شود.
فیلم با تصویری از زنی در پشت میله های جایی شبیه زندان شروع می شود٬زنی که داستان از زبان او نقل می شود و از زن و مردی می گوید که از طریق آگهی روزنامه با یکدیگر آشنا می شوند.لوییز وارگرز صاحب یک شرکت صادرات قهوه است که در آشنایی های اولیه خود را کارمند آن شرکت معرفی کرده ٬جولیا راسل نیز زنی زیباست که عکس زنی با چهره ای معمولی را برای آقای وارگز ارسال کرده بود!او با صندوقی کوچک و قفس یک پرنده به هاوانا می آید!آنها همان روز با یکدیگر ازدواج می کنند.لوییز حساب های شخصی و کاری خود را به نام همسرش می کند.زندگی آآنها به حدی رام و بی دغدغه است که جولیا فراموش می کند خواهرش را در جریان این وقایع بگذارد.نامه ای سر شار از نگرانی از طرف امیلی راسل به  لوییز می رسد!این نامه ماجرای فیلم را تغییر می دهد.لوییزاز جولیا می خواهد در نامه ای به خواهرش او را از حال خود با خبر کند.تا اینجا همه چیز خوب است حتی حضور کارآگاه خصوصی که به دنبال جولیا می گردد و مرگ مشکوک پرنده ای که جولیا به همراه خود آورده بودهم لوییز را نگران نمی کند٬اما با آمدن خواهر جولیا و بیان اینکه نامه ارسال شده  را خواهرش ننوشته داستان تغییر می کند. حالا دیگر جولیا خانه را ترک کرده و حساب های لوییز نیز خالی است!
لوییز در تحقیاتی که به همراه همان کارآگاه خصوصی انجام می دهد متوجه می شود٬جولیا راسل واقعی به قتل رسیده است...
در ادامه لوییز جولیا را در هتل محل اقامت خود می بیندجولیا توضیح می دهد بانی کسل نام دارد٬هنرپیشه ای که از چهارده سالگی به همراه بیلی که اورا دوست٬پدر٬برادر ٬همسر و همه چیز خود می داند٬یتبیم خانه را ترک می کند...حالا دیگر لوییز می داند که بدون جولیا نمی تواند زندگی کند و جولیا اعتراف می کند که کمکم عاشق شوهرش می شده!هر دو  هتل را ترک می کنند!در ادامه داستان در درگیری که بین لوییز و کارآگاه به وجود می آید کارآگاه کشته می شود .اما در واقع چنین نیست!شاید یکی از جالب ترین صحنه های فیلم صحنه کشته شدن کارآگاه باشد چرا که در مقابل نگرانی های لوییز جولیا بسیار خونسرد است به طوری که قتل را با خرید کلاه مقایسه می کند!
بعد از این ماجرا جولیا و بیلی که در واقع همان آقای کارآگاه است تصمیم می گیرند دارایی های لوییز را تصاحب کنند.ادامه فیلم بر پایه نقشه های بیلی می گذرد جولیا و بیلی تصمیم می گیرند لوییز را به قتل برسانند اما لوییز متوجه این نقشه آنها می شود و... گناه اصلی از فیلمنامه خوبی بر خوردار است همین امر موجب جذابیت این فیلم می شود٬حماقت های  لوییز زمانی که ساده لوحانه فریب جولیا را می خورد بیننده را اذیت می کند اما باعث تنفر او از جولیا نمی شود٬چرا که جولیا هم معصومیت های خاص خود را دارد.
به نظر می رسد زمانی که لوییز باید قهوه مسموم را بخورد از تاثیر گذار ترین بخش های فیلم باشد"پشت سرم بهم می خندیدید؟به حماقتم می خندیدید؟به کور بودنم؟حالا به این حرفم بخند!من دوست دارم٬جولیا!بخند وقتی می گم هنوز دوستت دارم!تو رو همونطور که هستی دوست دارم٬چون می شناسمت.با خوبی ها و بدی هات!"درست در لحظه ای که بیننده تصور می کند فیلم تمام شده است ماجرا ادامه پیدا می کند...
اوریجینال سین در واقع یک درام عاشقانه مهیج است که از قدرت عشق می گوید و به نوعی به تفاوت های میان عشق و شهوت اشاره می کند"عشق ینی دادن و باز هم دادن.شهوت ینی گرفتن و باز هم گرفتن.تحلیل رفتن و نابود شدن بدون دلیل و منطق پس شد...دادن٬گرفتن.".حس عاشقانه ای که در تمام طول داستان جاریست٬باعث می شود تا بیننده به برخی از مسایل حاشیه ای مانند فرار جولیا از زندان  و چگونگی پیوستن دوباره آندو به یکدیگر بی توجه باشد!
عاقبت جولیا و لوییز در کشوری دیگر زندگی جدیدی آغاز می کنند...و"هیچگاه نمی توان از عشق گریخت"آخرین جمله ایست که لوییز در جمع دوستان جدیدش بیان می کند

 
 

۸- آقا و خانم اسميت:

 

Mr. & Mrs.Smith 

کارگردان

دوگ لیمن

تهیه‌کننده

آکیوا گلدزمن

نویسنده

سیمون کینبرگ

براد پیت (جان اسمیت)
آنجلینا جولی (جین اسمیت)
آدام برادی (بنجامین دانز)
کری واشنگتن (ادی)

جان و جین اسمیت برای رد گم کردن و برای این که به عنوان مظنون در یک بمب گذاری در بوگوتای کلمبیا دستگیر نشوند به شکل مصلحتی با هم ازدواج می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند اما رابطه آنها به زودی به سردی می‌گراید.آنها در جلسات مشاوره خانواده شرکت می‌کنند اما نمی‌توانند دلیل مشکلاتشان را کشف کنند در ادامه ما متوجه می‌شویم که جان و جین دو قاتل حرفه‌ای هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمانهایی که هرکدام از آن دو را استخدام کرده‌اند رقیب و دشمن همدیگر هستند و جان و جین نیز از حرفه یکدیگر خبر ندارند. آنها به طور جداگانه مامور می‌شوند تا یک شاهد را که شدیدا مورد محافظت است به قتل برسانند. آن دو هم زمان و بی خبر از یکدیگر دست به عملیات می‌زنند و در نتیجه نقشه‌های یکدیگر را خنثی می‌کنند اما هر دو پی به هویت یکدیگر می‌برند هر کدام از آن دو فکر می‌کنند که دیگری برای سرپوش گذاشتن بر اعمال تبهکارانه خود دست به ازدواج زده است. به هر کدام از آن دو دستور داده می‌شود تا دیگری را ظرف ۴۸ ساعت نابود کند. طی یک تیراندازی سنگین آنها به طور سطحی زخمی می‌شوند و خانه شان نیز ویران می‌شود. اما علاقه آن دو به هم مانع این می‌شود که همدیگر را به قتل برسانند. صبح روز بعد آدمکش های هر دو سازمان به سراغ جان و جین اسمیت می‌آیند تا آنها را به قتل برسانند. جان و جین موفق می‌شوند شاهدی را که قبلا در صدد کشتنش بودند اسیر کنند. اما در نهایت تعجب در می‌یابند که این شاهد تنها یک طعمه بوده و مسئولان دو سازمان تبهکاری از ابتدا می‌خواستند کاری کنند که جان و جین همدیگر را بکشند سرانجام جان و جین موفق می‌شوند تا تمام تبهکاران را نابود کنند بعد از اتمام این ماجراها آنها حس تازه‌ای نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند.

۹- سكوت بره‌ها:

سکوت بره‌ها (به انگلیسی: The Silence of the Lambs) فیلمی وحشتناک/هیجان آور به کارگردانی جاناتان دمه و محصول سال ۱۹۹۱ آمریکا می‌باشد.داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی است که با استفاده از علم روانشناسی میتواند محیط اطراف خود و انسان های آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی میتوانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و میخواست مانند بقیه انسان ها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی می‌کرد وی را در زندان های امنیتی نگهداری کند . وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگ های قربانی نیز دست میزد .

عوامل این فیلم جوایزی معتبری همچون جایزه اسکار ، جایزه بفتا و گلدن گلوب را بخاطر حضور در این فیلم دریافت کردند . این فیلم با داستانی به قلم توماس هریس می باشد.

۱۰- غریزه اصلی۱:

فیلم غریزه اصلی با بازی تاریخی شارون استون و مایکل داگلاس محصول سال 1992 هست که در ژانر خودش خیلیشارون استون معروفه. مخصوصاً قسمت بازجویی که حتی در فیلم‌های زیادی از روی اون تقلید شده. ولی به نظر من بهترین صحنه‌ی فیلم مربوط می‌شه به رقص در دیسکو که وقتی مایکل و شارون با هم می‌رقصند، راکسی معشوقه‌ی همجنس باز شارون به شدت بهشون حسادت می‌کنه، به نظر من این حس خیلی خوب نشون داده شد.

نکته‌ی دیگر این فیلم شباهت بیش از حدش به فیلم جسدی برای گواهی بود که مدونا و مایکل فارست در اون ایفای نقش کردن. هم فضای فیلم شبیه اون بود هم داستانش هم مدونا و شارون استون شبیه هم بودند( حتی در گریم و طرز حرف زدن) هم مایکل داگلاس و مایکل فارست شبیه هم بودن. هر دو فیلم به یک اندازه از صحنه‌های جنسی استفاده کرده بودند و تقریباً روش‌ها مشابه بود. مثلاً مدونا با دست بند دست مردها رو به تخت می‌بست ولی شارون با دستمال گردن.مدونا

با اینکه فیلم غریزه اصلی خیلی معروفتر از جسدی برای گواهی هستش ولی من چیزهای بیشتری از جسدی برای گواهی یاد گرفتم.

در آخر هم باید بگم اگه با مسائل جنسی مشکل دارین یا به سن قانونی ( از نطر خودتون) نرسیدین این فیلم رو نبینین.

 

۱۱- غریزه اصلی۲:

      BASIC INSTINCT 2      

  • محصول 2006 کمپانی مترو گلدن مایر
  • به کارگردانی:MICHAL CATON-JONES
  • بازیگران:
  • SHARON STONE
  • DAVID MORRISSEY
  • CHARLOTTE RAMPLING
  • DAVID THEWLIS
  • HUGH DANCY
  • موسیقی:
  • JOHN MURPHY زمان:115 دقیقه رده بندی سنی:افراد زیر 18 سال نگاه نکنند خلاصه فیلم
  • کاترین ترامل یک نویسنده زن روانی و قاتل است که  مشغول نوشتن رمان خود میباشد شخصیتهای اصلی رمان که یک به یک کشته میشوند افرادی هستن که در واقعیت زندگی میکنند و هریک به گونه ای مسیر داستان کاترین ترامل را عوض میکنند .قربانی ها و شخصیتهای اصلی رمان افراد ضعیف و بی اراده ای هستند که اثیر تمایلات درونی خود هستند و همگی در حین سکس کردن کشته میشوند.دکتر گلاس (دیوید موریس) پزشکی است که برعلیه کاترین ترامل در دادگاه شهادت میدهد اما بعدا کاترین ترامل را به عنوان بیمار خصوصی قبول میکند و از اعمال جنایتکار نه کاترین ترامل چشم پوشی میکند.در این مورد پلیس به دنبال مدرک علیه کاترین ترامل است و      نقد و تحلیل ش ه و ت حسادت خشم در مورد فیلم غریزه اصلی 2 که در ادامه قسمت اول این اثر ساخته شده است چیزی که میتوان به وضوح مشاهده کرد این است که که بر خلاف قسمت اول که شاهد فیلمی صرفا با فانتزی های ص. ک .ص .ی بودیم این بار کارگردان و فیلمنامه نویس جدا از هرگونه بزرگ نمایی به مسائل و ابعاد درونی انسان میپردازد .موضوعاتی اعم از حسادت.خشم.نفرت و درنهایت یک موضوع گیری حرفه ای در برابر ش. ه. و. ت .برخلاف منتقدان غربی که این فیلم و نسخه قبلی اثر را فیلمی ضد مردانه میپندارند بر این عقیده هستم که در غریزه اصلی 2 شاهد واقعیت های زیادی هستیم .واقعیت های نظیر اینکه همه افراد در درون خود شخصیتی جدا از همه قانونمندیهای جامعه دارند و درون ذهن و خیال پردازی های فانتزی و غیر متعارف خود هرگونه قانون و حریم و احترام را زیر پا میگزارند .جمله ای که در یکی از سکانس های فیلم کاترین(شارون استن) به وکیل قانونمند میگوید :تو در درون ذهن خود چند بار با من س .ک .س کردی..............در واقع در این فیلم به نظر مردان در برابر زنان ضعیف و ناتوان هستند اما نکته اصلی این ضعفها در ادامه فیلم به خوبی نمایش داده میشود .عواملی مثل عدم اعتماد متقابل .بی توجهی به احساسات و بی بندوباریهای زوجین خصوصا در جوامع غربی از این عوامل هستند که کارگردان این اثر به صورت غیر مستقیم به ان میپردازند .فیلم غریزه اصلی 2 فیلمی است که برخلاف قسمت اول فقط به فانتزی های س .ک .س .ی و گیشه فکر نکرده و فیلمی با موضوعی جدید و در ژانر  پلیسی جنائی و با ساختارهای خوب میباشد.اما در مورد شخصیت های فیلم باید بگویم که :
  • کاترین تر امل با بازی (شارون استن) نویسنده ای است با شخصیت چند گانه که خود را قدرت مطلق فرض میکند و با هوش و ذکاوت خود قربانیان خود را از میان افرادی انتخاب میکند که ظاهرا انسانهای قوی و قانونمندی میباشند اما در بطن این انسانهای قوی در درون خود موجودیتی ضعیف تر از انچه که در ظاهر نشان میدهند دارند .دکتر گلاس با بازی (دیوید موریس) نماد و سنبل یکی از همین شخصیتهای پو شالی و نماد  مرد جامعه امروز غربی میباشد بعید نیست که میشل کاتون به عنوان کارگردان این اثر نگاهی هم به پرونده جنجالی سال 2003 دادگاههای امریکا داشته که در ان پرونده یک دکتر روانکاو به بیماران خود  ت .ج .ا .و .ز میکرده ؟اتفاقا نامی شبیه به مانند شخصیت فیلم دارد دکتر گلاس یک وکیل یا یک پزشک روانشناس است که با وجود اینکه خود یک روانکاو است اما در زندگی مشترک خود دچار شکست شده و همسر سابق او هر شب در کنار مردانی میخوابد که با او دشمن هستند عواملی مثل خشم نفرت و حسادت و عدم اعتماد در واقع از دکتر گلاس یک قاتل جنایتکار روانی میسازد اما قاتلی که جرات کشتن در واقعیت را ندارد و بارها و بارها در ذهن خود همسر خیانتکار خود و مردانی را که با او ه .م ب .س .ت .ر میشوند را میکشد اما به واقع تمامی این قتلها و جنایات توسط کاترین ترامل زن نویسنده انجام میشود و نکته اصلی فیلم هم همینجا ست که کاترین ترامل در واقعیت جنایت میکند اما دکتر گلاس در توهم و خیال .دکتر گلاس با اینکه میداند کاترین ترامل یک قاتل روانی است اما همواره سعی میکند جرم و جرایم ز .ن نویسنده را سرپوش گذاشته و از ان چشم پوشی میکند .کاترین ترامل با زیرکی تمام کسانی را را که دکتر گلاس از انها متفر است و یا به نوعی به انها حسادت میکند را به قتل میرساند و این همان چیزی است که دکتر گلاس همواره خیال ان را در ذهن خود می پرورانده  در واقع کارگردان و فیلمنامه نویس اثر یک کسی را که در ذهن و خیال خود دیگران را به قتل میرساند به انها تجاوز میکند و تمام حریم ها را میشکند را مساوی و برابر با همان قاتل و یا ف .ا .ح .ش. ه ای که این جرایم را به صورت علنی اعمال میکند میدانند و این همان نکته کلیدی فیلم است .در یکی از سکانس های فیلم کاترین ترامل شخصیت اصلی دکتر گلاس را در حالی که روی صندلی برعکس نشسته است نمایان میسازدو خطاب به دکتر گلاس میگوید که :
  • وقتی در مورد تجاوز به من فکر میکنی ومطمئن هستم که فکر میکنی چطوری س .ک .س .با من را تصور میکنی دکتر؟  واین همان واقعیت درون دکتر گلاس میباشد که در ادامه فیلم هنگامی که در حال س .ک .س .با دوست دختر خود است همواره به عکس کاترین ترامل که در کنار تختخواب است تماشا میکند و حالت های نا متعارف و غیر معقولی را در سکس بروز میدهد و در ذهن خود با کاترین ترامل س .ک .س. میکند.در ادامه جنایات دکتر گلاس و کاترین ترامل با هم در کشتن قربانی بعدی همفکر هستند دکتر گلاس حالا میداند که چه کسی قاتل است و میداند که چه شخصی قرار است به قتل برسد اما او سکوت میکند و همین سکوت و همکاری نکردن او با پلیس و زیرکی و هوش کاترین ترامل که حالا دکتر گلاس را به عنوان وسیله ای بی ارزش برای تکمیل کردن رمان خود در دست گرفته تبدیل میکند به یک بیمار روانی که این بار در سکانس پایانی فیلم کاترین ترامل( قاتل اصلی) در حالی که آزادانه قدم میزند به عیادت دکتر گلاس که در یک کلینیک و مرکز نگهداری بیماران اعصاب و روان است می اید .در واقع بیماری درونی دکتر گلاس حالا اشکار شده و تمامی قتلها و جرایم کاترین ترامل به گردن دکتر گالاس می افتد  سکانس اغازین فیلم که کاترین ترامل در یک اتومبیل  که در حال حرکت با سرعت 110 مایل در ساعت است و مشغول س .ک .س .با قربانی خود که بی حرکت است اغاز میشود و با قربانی بعدی خود دکتر گلاس که مثل همان قربانی اول فیلم بیحرکت روی صندلی چرخ دار نشته است تمام میشود.جدا از فیلمنامه قدرتمند این اثر و شخصیت پردازی استثنایی شخصیتها فرازرو نشیب های ناگهانی فیلمنامه میتوان از دیالوگ های که در بعضی مواقع بسیار زشت است به عنوان نقطه ضعف این فیلم نام برد البته فیلمنامه قوی این فیلم تا حدودی این ضعفها را پوشانده و در کل و بر خلاف معمول که همیشه قسمت های اول یک فیلم موفقیت امیز بوده اند اما در  دوگانه غریزه اصلی قسمت دوم بسیار بسیار پرقدرت تر از قسمت نخستین ساخته شده است و این بار بر خلاف نسخه قبلی این اثر  مخاطب را به فکرکردن وادار میکند و شاید به جرات بتوان گفت که این فیلم بسیار شبیه به اثرات دیوید لینچ که همواره لایه های زیرین شخصیت انسانها را انالیز میکند میباشد .

     

    ۱۲- پيشنهاد بي شرمانه Indecent Proposal:


  • كارگردان: آدرين لين
    بازيگران : رابرت رد فورد ؛ دمي مور ؛ وودي هاريسون
    مدت : 117 دقیقه
    محصول : 1994 آمريكا
    موضوع : درام ، عاشقانه

  • يک زن و شوهر جوان که داراي اختلافاتي با هم هستند، در سفري به لاس وگاس با يک مرد ثروتمند آشنا ميشوند. او آنچنان مجذوب زن ميشود که به زوج پيشنهاد ميکند حاضر است يک ميليون دلار براي فقط يک شب بودن با زن بپردازد. زن و شوهر براي گرفتن تصميم به جدال مي پردازند...

     

    ۱۳- راه بعدي دختر The Girl Next Door:
     

     

  • به كارگردانی: Luke Greenfield

  • فیلمنامه: David Wagner ، Brent Goldberg ، Stuart Blumberg

    اهنگساز: Richard Patrick ، Pharrell Williams ، Paul Haslinger ، David Gray ، Elliott Smith

    مدت زمان:110 دقیقه

    ژانر:کمدی

    محصول 2004 USA

    رده بندی سنی:  R  افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند

    بازیگران:

    فيلم نامه: 

    Emile Hirsch     در نقش    Matthew Kidman

    Elisha Cuthbert     در نقش    Danielle

    Timothy Olyphant     در نقش    Kelly

    James Remar     در نقش    Hugo Posh

    Chris Marquette     در نقش    Eli

    Paul Dano     در نقش    Klitz

    Timothy Bottoms     در نقش    Mr. Kidman

    Donna Bullock     در نقش    Mrs. Kidman

    Jacob Young     در نقش    Hunter

    Brian Kolodziej     در نقش    Derek

    Brandon Irons     در نقش    Troy

    Amanda Swisten     در نقش    April

     

    خلاصه داستان:

    متیو پسر 18 ساله ایست که در سال آخر دبیرستان درس می خواند . او دانش آموزی مودب و درس خوان است که تنها هدفش قبولی در یک کالج سطح بالاست و بنابراین توجهی به دختران ندارد . در همین احوال دختر جذاب و زیبایی به اسم دانیله همسایه متیو می شود و زیبایی او توجه متیو را جلب می کند . بزودی رابطه ای عاطفی بین آندو شکل می گیرد اما در ادامه دوستان متیو به او اطلاع می دهند دانلیه ستاره فیلمهای پورنو است هر چند که تصمیم دارد این کار را کنار بگذارد . متیو با شنیدن این خبر دچار پریشانی روحی می شود و سپس تصمیم می گیرد هر طور شده به دانیله کمک کند تا این حرفه شرم آور را برای همیشه کنار بگذارد . متیو درس را رها می کند و تمام وقت خود را صرف این کار می کند اما حل این مشکل کار ساده ای نیست زیرا دوست پسر سابق دانیله و تهیه کننده فیلمهای او شدیداً مخالف این کار است و برای حفظ دانیله اقدام به تهدید و ارعاب متیو می کند .

     

     شخصیت به سبک امریکایی

    فیلم راه بعدی دختر محصول سال 2004 (در سال ۱۹۹۸ هم یک فیلم با همین نام ساخته شده است لازم به ذکر است که قسمت دوم این فیلم هم ساخته شد)به کارگردانی لوک گرین فیلد میباشد این کارگردان با ساختن مجموعه های طنز تلویزیونی راه خود را باز کرد و این فیلم به نوعی بهترین اثر کاری وی محسوب میشود راه بعدی دختر یک فیلم کمدی به سبک امر یکان پای و فیلمهای مشابه است اما چیزی که این فیلم را از فیلمهای مشابه خود متمایز میکند پرداختن به مسائل مختلف و معضلات اجتماعی است که در قالب طنز با یک ساختار ساده بیان میشود شاید مقوله طنز تنها به خودی خود تنها جایی باشد که یک فیلمساز و یا یک شخص معمولی میتواند از مسائل اطراف پیرامون خود مثل سیاست معضلات اجتماعی و فرهنگی و سایر موارد به راحتی صحبت کند چون بیان صحبت و یا عمل در قالب طنز ان بعد مخرب قضیه یعنی واکنشها ی منفی را خنثی میکند اینها همگی از ویژه گی های طنز است در سینما و خصوصا سینمای هالیوود هم تقریبا به همین شکل میباشد بیان مشکلات یک جامعه در قالب طنز و یک نتیجه گری احمقانه از دست اوردهای این نوع سینمای کمدی هالیوودی است که اتفاقا کارگردان سعی میکند به جای مخاطب نتیجه گیری کند فیلم راه بعدی دختر شاید از نظر دوستداران سینما یک فیلم در رده ب فیلمهای هالیوودی باشد اما چیزی که مهم است پرداختن لوک گرین فیلد به آنچه که مشکل جوامعی مثل امریکا است را بیان میکند البته مشکلاتی که در جوامع شرقی هم وجود دارد لوک گرین فیلد در فیلم راه بعدی دختر به شکل گیری شخصیت های سیاستمداران امریکا از همان دوران کودکی و مدرسه اشاره میکند و چیزی را که به عنوان شخصیت نمایش میدهد بسیار جالب و در خور توجه است شاید شخصیت متیو کیدمن مثال مناسبی باشد جایی که در سکانسی میبینیم که او یکی از رهبران بزرگ اینده امریکا خطاب میشود شخصیتی که قانون مند است و از یک نظم و دیسیپلین خاص پیروی میکند همان چیزی که یک رئیس جمهور اینده به ان نیاز دارد !در واقع شخصیت متیو کیدمن نمادی است از یک رئیس جمهور ازادی خواه اینده با این تفاوت که او هنوز به سن ریاست جمهوری نرسیده است و هنوز یک جوان دبیرستانی است نکته جالب این است که شخصیت او ازادی خواه است او در عین اینکه به فکر اینده خود است اما به فکر مردم جهان سوم است در این فیلم او سعی میکند که یک جوان کامبوجی را که یک استعداد خاص در زمینه ریاضی است را به امریکا بیاورد تا استعداد او را شکوفا کند !در واقع این بعد اصلی قضیه این نیست چیزی که به عنوان کمک های غربی در حرف زدن و نه عمل کردن همواره انجام شده است اما در عمل قضیه طور دیگر ایست در سکانسی از فیلم جایی که متیو کیدمن در حال سخنرانی برای جوانان دبیرستانی است چهره جوان کامبوجی از اسنوبورد دبیرستان نمایش داده میشود اما خب دیالوگهای که جوان کامبوجی میگوید جالب است مثلا در حالی که تصویر یک کامبوجی جهان سومی برای بچه های دبیرستانی امریکا نمایش داده میشود از لابه لای جمعیت جوانان امریکایی خطاب کامبوجی میگویند :میخواهیم بزنیم ت و کامبوجی هم میگوید برید وحشی ها !در واقع این همان چیزی است که عملا بین جوامع غرب و شرق وجود دارد ان چیزی که از شخصیت متیو کیدمن به عنوان یک رهبر اینده آزادی خواه جوان ارائه میشود درست همانند ان چیزی است که رهبران امریکایی از ان صحبت میکنند اما در عمل فقط چیزی که در جهان وجود دارد فقط جنگ است اما جدا از این مسائل مسئله مهم دیگری که در فیلم وجود دارد مسئله شخصیت است لوک گرین فیلد شکل گیری شخصیت یک رهبر اینده و یک جوان امریکایی و یا هر جایی را نمایش میدهد معضلی که به عقیده من غرب و شرق ندارد و شاید مشکل خیلی از جوامع باشد متیو کیدمن که یک ارمان گرای منظم و تحت قواعد و قوانین خویش بود به یک باره ساختار شکن میشود و تمام قوانینی را که خود به ان عقیده داشت را زیر پا میگذارد و این اتفاق زمانی رخ میدهد که او عاشق یک دختر جوان که بازیگر فیلمهای پور نو است رخ میدهد !

    از اینجا به بعد کارگردان فیلم راه بعدی تمام دختران امریکانی را نشان میدهد جایی که متیو کیدمن شخصیت خود را در گرو داشتن یک دوست دختر زیبا میبیند در واقع در فیلم کسانی را که یک شکل انسانی تری برای زندگی انتخاب کرده اند را احمق نشان داده میشوند و کاراکترهایی که چند دوست دختر در اختیار دارند اشخاصی قدرتمند نمایش داده میشوند جوانی که در امریکا دوست دختر نداشته باشد و دختری که در دبیرستان ب .ا .ک .ر .ه. باشد احمق و کودن به زعم فیلم راه بعدی دختر هستند جالب اینجاست که در این فیلم تمام ان راههایی که یک دختر امریکایی در پیش رو دارد بعد از دوران دبیرستان نمایش داده میشود !بازی کردن در فیلمهای پ .و .ر .ن .و این همان راهی است که لوک گرین فیلد در این فیلم سعی دارد به ان اشاره کند .راهی برای بدست اوردن شخصیت تجربه ای که شخصیت اصلی داستان متیو کیدمن سعی دارد ان را بدست اورد شاید تصویری که ما از این شخصیت در ابتدای فیلم میبینیم با ان تصویری که در انتهای فیلم از این کاراکتر مشاهده میکنیم در نظر اول یک چرخش 180 درجه ای باشد اما با کمی دقت میبینیم که در واقع متیو کیدمن همان ارمان گرای ازادی خواه احمقی است که در ابتدا در او سراغ داشتیم در سکانسی متیو کیدمن برای اولین بار به یک بار ا س ت ر ی پ ت ی س میرود مکانی که در ان هیچ قوائدی از نظر اخلاقی وجود ندارد اما جالب اینجاست که این مکان فاسد هم قانون خاص خود را دارد متیو کیدمن در این مکان از استادان مدرسه خود تا همسایگان خود و تمام کسانی را که پیرامون او وجود دارند را میبیند کسانی که در ظاهر یک اخلاق گرا جلوه میکردند اما در واقعیت جدا از ان چیزی بودند متیو کیدمن به ان فکر میکرد این نمادی است از تمام مردمی که در ظاهر ازادی خواه و اخلاق گرا هستند اما در باطن انسانهای هرزه روانی بیش نیستند لوک گرین فیلد در این فیلم به مسائل اخلاقی درون دبیرستان های امریکا اشاره میکند و به نوعی عملکرد شرکت های فیلمسازی پ و ر  ن و  را زیر سوال میبرد به هر حال لوک گرین فیلد به عنوان یک کارگردانی که از طریق طنز به این مسائل پرداخته است در نوع خود موفق عمل کرده است و شاید جدا از قضیه تکنیکی سینمای طنز در زمینه روایت معضلات در قالب یک جریان طنز بسیار موفق عمل کرده است خصوصا اینکه این فیلم از تمام فاکتورهای هالیوود پیروی میکند فیلم راه بعدی دختر آنچنان در زمینه سینمایی و بعد تکنیکی فیلم قدرتمندی نیست اما از لحاظ جامعه شناختی و مسائل فرهنگی فیلم خوبی است که میتوان به ان پرداخت و مشکلات مطرح شده فیلم را با جوامع شرقی مقایسه کرد مشکلاتی که شاید در بسیاری از ساختارها با هم مشترک باشند .از نقاط برجسته فیلم اهنگ و موسیقی متن فیلم است که به خوبی ساخته شده است در نهایت شاید در نظر این فیلم هم همانند فیلمهایی ضعیفی مثل امریکان پای به نظر برسد اما در واقع این طور نیست این نکته را میتوان از فیلم قبلی کارگردان فیلم متوجه شد فیلم با نام انیمال و یا حیوان که در ان فیلم گرین فیلد تمام شخصیت های حیوانی انسان را در قالب یک کمدی و طنز حساب شده ارائه میدهد پس این نگاه دقیق به مشکلات اجتماعی نمیتواند اتفاقی باشد شاید راه بعدی دختر در واقع راه قبلی هم باشد !

     

     

     

    ۱۴- فرياد مورچه‌ها Scream of the Ants:

  •  

  •      
     فيلمنامه، تدوين و کارگرداني: محسن مخملباف
    موسيقي: کريج پروس
    بازيگران: محمود شکرالهي، مه نور شادزي، برات
    تهيه کنندگان: وايلد بانچ
    خانه فيلم مخملباف
    لابراتوار: پراساد فيلم (مدرس)
    تايم: ۸۵ دقيقه
    سال: ۱۳۸۴
    کشور: هند
    ۳۵ ميلي متري
    پخش بين الملل: کمپاني وايلد بانچ

  • خلاصه داستان:
    دختري که به خدا باور دارد، عاشق مردي است که به خدا باور ندارد. آن ها تصميم مي گيرند، براي ماه عسل به هند بروند و

    قصد ندارم به پيام فيلم بپردازم كه خود فيلمساز هم قصد پيام دادن نداشت. بلكه او ما را در مقابل تصاوير و ديالوگ هايى قرار داد كه نقش هر كدامشان تلنگر زدن به ذهن مخاطب بود. شروع فيلم با تصويرى سورئاليستى آغاز ميشود كه در آن زنى نشسته بروى صندلى چوبى ميان خط راه آهن را ميبينيم كه دستكش پشمى كه گويى دست كسى است كه از مچ بريده شده است چشمان او را بسته و در پشت سرش مرد با چترى در دست ايستاده است. اين شات دقيقا يك تابوى نقاشى است كه بما وعده ميدهد بايد منتظر اتفاقات عجيب باشيم. دستكش پشمى بيش از هر چيزى دلهره اى را در بيننده القا ميكند كه اين دلهره در صحنه هاى بعد در جاى منطقى خود مينشيند.

    زوج جوان براى ما عسلشان بدنبال يافتن " مرد كامل" به سرزمينى آمده اند كه بقول دختر فاحشه فيلم " سيصد مليون مذهب در آن حكمفريايى ميكند" . مرد خدانشاس و كمونيست بدنبال زنى در چنبره اى از وابستگى هاى عرفانى در پى يافتن حقيقت به اين سفر رهسپار شدند. زن نمونه اى نمادين از نسل حاضر ساكن در ايران است كه براى فرار از مصائب و تلخى ها زندگى به سكون و عرفان وابسته شده اند.نسلى كه امروز گريزان از اسلام به بودا و مذاهب كنفسيوسى ژاپن رو كردند و مرگ پرست شدند. نسلى كه براى فرار از فشار سهمگين اختناق يوگا تمرين ميكنند و بدنبال سهراب سپهرى بدنبال يافتن سكه دهشاهى در جوى خيابان هستند و اسطوره هايشان فروغ فرخزاد است كه برايشان وعده مرگى دلپذير و آرام ميدهد. زن فيلم نمونه اى از هزاران هزار دختر جوان از طبقه متوسط و روشنفكر ايران است كه هرچه فضا بيشتر بر آنها تنگ شد اما آنها بيشتر به عرفان و فسلفه هاى پوچ گرايش پيدا كردند. بطوريكه طالع بينى ، جادوگرى، بحث هاى خودشناسى و روانكاوانه امروز يكى از مطاع هاى پرخريدار نسل امروز ايران است ، مطاعى كه در دكان كانال هاى ماهواره اى و بحث هاى روان درمانى الهى قمشه اى و دكتر هلاكويى خريدارانى دارد كه حاضرند زندگيشان را هزينه يافتن حقيقتى كنند كه حتى مروجينشان هم به آنها باور ندارند.

    آن دو رهسپار دنيايى ميشوند كه ما فقط از آن " تاج محل و گاندى " اش را ميشناسيم . اما اين دوربين فيلمساز است كه هندوستان جادويى را از اسمان به زير كشيده و ما را با صحنه هايى روبرو ميكند كه نفس در سينه حبس ميشود. فيلمساز اگاهان تمامى عقايد و خرافاتى كه ما ابلهانه عادت كرديم به بهانه " احترام به عقايد جامعه " پاس داشته و محترمشان بشماريم را به سخره ميگيرد. او نشان ميدهد كه تمامى مذاهب و عقايد اوهاماتى پوچ هستند كه به واسطه منافعى كه قشرى از جامعه به آن نياز دارند حفظ و پاسدارى ميشوند ، قشرى كه هم ميتوانند سرمايه داران باشند و هم انسانهاى فقيرى كه تنها راه نجاتشان را وابستگى به آنها ميدانند.كه نمونه اى زيباش در سكانس " نگه داشتن قطار توسط پيرمرد" نشان داده ميشود .

    پيرمردى افليج روى ريل قطار مينشيند و با دستهايش قطار را متوقف ميكند. با توقف قطار از هر طرف گرسنگانى كه پنهان شده بودند هجوم مياورند كه تكه نانى از مسافران بگيرند و قطار براه خود ادامه ميدهد. پيرمرد ميگويد " من قطار را نگه نميدارم ، اين لكوموتيو ران است كه با ديدن من قطار را متوقف ميكند" ! و از غريبه ها ميخواهد كه او را از آن محل دور كنند. اما مردم مانع ميشوند و پيرمرد را بزور كنار خود نگه ميدارند تا او را روى ريل بنشانند تا قطار بعدى تكه نانى را برايشان به ارمغان بياورد و اين داستان همينگونه تكرار ميشود. براي كسب اطلاعات بيشتر از اين فيلم روي لينك زير كليك كنيد.  http://blog.360.yahoo.com/blog-lSP4uxw_crRoL6Dj2kKxisNr3A--?cq=1&p=2862

     

     ۱۵- ذهن زيبا  A BEAUTIFUL MIND:

    کارگردان :ران هاوارد

    فیلمنامه:آکیوا گلدزمن بر اساس کتابی از سیلویا ناسار

    مدیر فیلمبرداری :راجردیکنز-موسیقی:جیمز هورنر

    بازیگران:راسل کرو(جان نش) ,ادهریس(ویلیام پارچر),جنیفر کانلی(آلیشیا)

    محصول2001 امریکا,132 دقیقه

    خلاصه فیلم:سال 1947 جان نش دانشجوی دانشگاه پرینستن است.او بسیار باهوش اما غیر عادی است؛یک نابغه ریاضی که آداب اجتماعی را رعایت نمیکند.او و هم اتاقی اش چارلز,سالهای سختی را پشت سر گذاشته اند.سالها بعد در پی تحولات شگرف اقتصا دی ,جان مشغول تدریس در MIT  میشودوبرای ویلیام پارچر مامور مشکوک دولت کار رمز گشایی انجام میدهد.در همین دوران جان با الیشیا ,یکی از شاگردانش ,آشنا میشود و با او ازدواج میکند.اما دیری نمیگذرد که دنیای خوش او خراب میشود,چون جان دچار.........

     

     ۱۶- ۸ میلی متر ۲  8MM2 :

      

      

    کارگردان: جي . اس. کاردونه
    فيلمنامه: رابرت ساليوان بر اساس داستاني از ديلن تاراسن
    موسيقي: الکساندرا پاتساواس
    مدير فيلمبرداري: دارکو سوواک
    تدوين: النا ماگانيني
    طراح صحنه: مارتينا باکلي
    بازيگران: جاناتان اسکيچ]ديويد هاکسلي]، لوري هيورينگ]تيش هرينگتون]، بروي ديويسون]سفير هرينگتون]، جوليا بنز]لين کرافت]، زيتا گوروگ]ريزا]
    ١٠٦ دقيقه
    محصول ٢٠٠٥ آمريکا
     
    ديويد هاکسلي ، سياستمداري جوان، که با تيش هرينگتون دختر سفير آمريکا در اتريش نامزد است در سفري تفريحي به همراه او با دختري به نام ريزا آشنا شده و رابطه اي سه گانه را تجربه مي کنند. بعد از بازگشت عکس هايي براي ديويد از رابطه يک شبه شان فرستاده شده و از وي حق السکوتي به مبلغ ٢٠٠ هزار دلار خواسته مي شود. ديويد بعد از مشورت با تيش با پول سر قرار حاضر مي شود، اما کارها خوب پيش نمي رود. آنها ناچار به منزل حق السکوت بگير، متصدي هتل، مراجعه کرده و با جسد او روبرو مي شوند. فرداي آن روز پليس به آپارتمان ديويد رفته و از او درباره مقتول بازجويي مي کند. ديويد و تيش که مي پندارند با مرگ متصدي هتل ماجرا پايان يافته، تلفني از سوي حق السکوت بگيرها مبني بر تقاضاي يک ميليون دلار دريافت مي کنند. تيش پول را ...و
     
    جوزف اس. کاردونه نام چندان آشنايي نيست، اما منابع معتبر در دسترس به دريافت جوايزي توسط او از جشنواره هاي نه چندان معتبر حکايت دارد. شخصاً با توجه به دو فيلمي که از او ديده ام- نفرين شده و همين آخري- مي توانم بگويم که جناب شان تخصص در ساخت فيلم هاي ارزان قيمت ترسناک و جنايي دارد و بسيار سعي مي کند که تا براي خودش کارنامه مطمئني فراهم کند. آخرين فيلم وي نيز در همين راستا با دست اندازي به سابقه مثبت فيلم هشت ميلي متري جوئل شوماکر قصد دارد تا از شهرت آن بهره برداري کند و با وجود اين که داستاني کم و بيش آشنا دارد و در کمال مهارت ساخته شده، اما توفيق زيادي پيدا نمي کند. فيلم که قبلاً طرف مخملين جهنم نام داشته، به روال فيلم هاي اين چنيني سعي دارد تا رفتار ديويد هاکسلي تازه به دوران رسيده را به نوعي انتقام اختلاف طبقاتي از خانواده مغرور هرينگتون جلوه داده و حتي او را تبرئه کند. نوعي بهانه نخ نما که شايد تماشاگران نه چندان سخت گير را ارضاء کرده و حتي همدلي وي را برانگيزد. با اين حال سکانس ماقبل آخر فيلم به دليل دقت وي در پرداخت آن جالب توجه است و هيجاني که در سرتاسر فيلم خلق مي کند، کاذب نيست. بنابر اين هشت ميلي متر را فراموش کنيد و به دنبال شباهت نگرديد، چون تنها شباهت ميان دو فيلم فيلمبرداري پنهاني از صحنه رابطه سه نفري ديويد، تريش و ريزا است، آن هم بدون اين که جنايتي اتفاق بيفتد
    البته قيافه لايتچسبک جاناتان اسکيج در همان ابتدا به تماشاگر مي گويد که بايد کاسه اي زير نيم کاسه باشد. با اين حال تماشاي فيلم براي کساني که به دنبال تعليق، هيجان و تفکرند بسیار بسیار توصیه میشه.

     

    ۱۷- ماموریت غیر ممکن ۳  Mission Impossible 3:

          

     

    نام:

    ماموریت غیر ممکن1 (Mission Impossible 1)

    کارگردان:

    برایان دی پالما  (Brian De Palma)

    تهیه کننده:

    تام کروز   (Tom Cruise)

    فیلم نامه نویس:

    دیوید کوئپ  (David Koepp)

    رابرت تان     (Robert Towne)

    بازیگران:

    تام کروز  (Tom Cruise)

    جان ویت (jon Voight)

    امانوئل برت (Emmanuelle Béart)

     

    نمایی از داستان:

    "ایتن هانت"، "تام کروز" عضو آژانسی به نام "آی ام اف" است. این آژانس زیر نظر "سی آی ای" فعالیت میکند. "ایتن" در عملیاتی برای جلوگیری از دسترسی یک قاچاقچی اسلحه به لیست ماموران مخفی آژانس در اروپای شرقی، درگیر توطئه ای پیچیده میشود. "ایتن" با تلاشی زیاد و در غالب عملیاتی بسیار خطرناک در نهایت موفق میشود خود را تبرئه کرده و قاچاقچی را به دام بیندازد.

     اگه بیشتر از این میخواین بدونین روی لینک زیر:کلینک بفرمائید:

    http://www.zirnevis.com/64-_1_mission_impossible_1.html

     

     ۱۸- كازابلانكا  casablanca:

           

    کازابلانکا (۱۹۴۲) نام یکی از معروف‌ترین فیلم‌های تاریخ سینماست که ماجرای عاشقانه‌ای را در بحبوحه جنگ دوم جهانی به تصویر می‌کشد. فیلمی با هنرنمایی دو هنرپیشه مهم تاریخ سینما یعنی همفری بوگارت و اینگرید برگمن که همراه با فیلمنامه و دیالوگ‌های شاهکار به کار رفته در آن از محبوب‌ترین فیلم‌های کلاسیک سینماست و حتی برخی آن را بهترین فیلمی می‌دانند که تاکنون در سیستم استودیویی هالیوود ساخته شده‌است. کازابلانکا بارها و در نظرسنجی‌های مختلف به عنوان بهترین فیلم عاشقانهٔ تاریخ سینما شناخته شده‌است.

    ریک بلین (هامفری بوگارت) صاحب کاباره‌ای در شهر کازابلانکا معشوقهٔ سابقش، ایلسا (اینگرید برگمن) را در وضعیت بدی می‌بیند و ادامه ماجرا ....

     

      ۱۹- سیندرلا  Cinderella (با تشکر از پریسا که این فیلم قشنگ رو معرفی کرد اینم وبلاگش هر کی دوست داشت بره ببینه من دیدم  خوشم اومد)http://vebemozakhrafeman.blogfa.com /

      

    "ژان رنو" بازيگر معروف فرانسوي به همراه "سوفي مارسو" در فيلم "سيندرلا" كه اقتباسي جديد از اين كتاب پرمخاطب است به ايفاي نقش خواهند پرداخت. كارگرداني اين اثر را "مارك اسپوسيتو" بر عهده خواهد داشت.
    توليد اين اقتباس جديد از داستان معروف "سيندرلا" با بازي "ژان رنو" و بودجه اي معادل 23 ميليون يورو از تابستان 2008 آغاز مي شود.

    نقش سيندرلا را در اين فيلم "ملاني لورن" بازي مي كند كه فوريه گذشته براي فيلم "نگران نباش، حال من خوب است" برنده جايزه سزار، بهترين بازيگر زن تازه كار شد و "كاترين ژاكوب" نيز نقش نامادري بدجنس او را بازي خواهد كرد.

    همچنين ژان رنو دراين فيلم اقتباسي نقش پادشاه را ايفا خواهد كرد و "مارسو" نيز در نقش پري ظاهر خواهد شد. 

    قصه "سيندرلا" قصه آشنايى است و كمتر كودك،نوجوان و بزرگسالي را مى توان يافت كه با اين داستان آشنا نباشد.
     
     

      ۲۰- ملینا malina :  وجداناْ من که دیدم کفم برید

           

  •  نام فیلم :
    malina (با بازی مونیکا بلوچی)
    کارگردان:
    giuseppe tornatore


  • ایتالیا ، جنگ جهانی دوم
    فیلم روایتی ست از دید پسرکی جوان(رنانو) که عاشق زنی به نام مالینا می شود . ولی با توجه سن کم پسر او نمی تواند این موضوع را با کسی در میان قرار دهد . ولی به طور مداوم مالینا رو تحت نظر دارد و حوادثی که برای مالینا پیش میاید کاملا آگاه است .
    شوهر مالینا به جنگ رفته
    مالینا زن خوش چهره ایی که بیشتر مردم شهر به اون حسادت می ورزن و اون رو زن بدکاره ایی می دونن . با خبر کشته شدن شوهر مالینا در جنگ ، مالینا به وسیله مردان هرزه(مانند وکیل شهر ) ، مورد تجاوز قرار میگیره ( البته مالینا به خاطر شرایط بحرانی جنگ و اینکه سرپرستی نداشت که بتونه شکمش رو سیر کنه هر چند با اکراه این رابطه های غیر شرعی رو می پذیرفت) ولی زنان این مردان همه این حوادث رو از چشم مالینا می دونن . بالاخره با خروج نظامی های آلمانی (که تا حالا مالینا به خاطر رابطه با این نظامیان در امان بود )، زنان شهر به مالینا حلمه ور می شن و تا سر حد مرگ اون رو می زنن و گیس هاش رو می برن . مالینا با حال نزار شهر رو ترک میکنه.
    یک سال بعد
    شوهر مالینا از جنگ بر میگرده . معلوم میشه که اون کشته نشده بود ولی یک دستش رو از دست داده . شوهر برای دیدار با همسر خود به خانه باز میگردد ولی دریغ که مالینایی نیست بلکه خانه مملو از آوارگان جنگی ست . شوهر پرسان پرسان سراغ همسر خود را میگیرد ولی کسی او را یاری نمی دهد . پسرک داستان ، با نامه ایی شوهر را از حقیقت امر آگاه میکند که جریان از چه قرار است و به او می گوید که مالینا به کجا رفته است .
    در سکانس بعدی که نشان از گذشت زمانی طولانی دارد (پسر بزرگ شده و دست دختری دیگر را در دست دارد ) می بینیم که شوهر و مالینا دست در دست یکدیگر وارد شهر می شوند . تمام مردم شهر بهت زده ، ولی این بار رفتار مردم شهر با مالینا طور دیگریست . همان ها که اون را کتک زده اند به او می گویند : بون جور مالینا(صبح به خیر مالینا)
     
      ۲۱- بعدیNEXT

     
    فیلم NEXT
    «بعدی» (یا به روایتی «آینده») فیلم جدید نیكولاس كیج كه كاری از ژانر علمی- تخیلی و با بار «تریلر» (دلهره آور) است، از فیلم های توجه برانگیز سینمای دنیا در یك ماه اخیر بوده است و در نتیجه باید پرسید خط و ربط آن از كجا می آید و زیرساخت های آن چیست. ابتدا لازم است بدانید «بعدی» (Next) براساس داستانی كوتاه از یكی از استادان ادبیات علمی- تخیلی یعنی فیلیپ كی دیك (كه چند سال پیش درگذشت) ساخته شده و جالب ترین نكته آن، تشریح زندگی مردی است كه می تواند آینده كوتاه مدت خود را ببیند و همه نتیجه و محصول اقدامات خود را دریابد و از قبل متوجه آن شود. همین مسأله می تواند نوعی ابهام و دلهره را به قصه ببخشد و بیننده ها را دچاراضطرابی كند كه حتی فكر كردن به این موضوع نیز برای ایجاد آن كافی نشان می دهد. موضوع دوم، به كارگیری نیكولاس كیج برای ایفای نقش این مرد آینده بین است. خصلت منحصر به فرد این بازیگر این است كه می تواند كاری كند حتی در برخی فیلم های بد ویژگی های مثبت حاكم شود و نقاط قوت بازیگری خود را حتی در چنین فیلم هایی نیز جلوه گر سازد. یك بازیگر خاص دیگر نیز در این فیلم حضور دارد كه توانسته است كیفیت به ظاهر متوسط فیلم را ارتقا بخشد و او جولی ین مور است. او نقش یك مأمور پلیس را ایفا می كند كه باید سر از آینده بینی های كاراكتر كیج درآورد و محصولات و پیامدهای چنان خصلتی را مهاركند. جسیكا بیل نیز در این فیلم، كاراكتری به نام كندی است كه به كارهای جاسوسی می پردازد و حضورش بر ابهام ها وترس های موجود در این تریلر می افزاید و سرانجام باید به لی تاماهوری در مقام كارگردان اشاره كرد كه خصوصیات بارز او در مقام یك فیلمساز هیجان دهنده به تم ها و ماجراهایی از این دست، همیشه زبانزد بوده است و این خصلت را پیش تر در یكی از فیلم های جیمزباند («یك روز دیگر بمیر») به نمایش نهاده بود. پیتر فالك كه پیر شده، دیگر بازیگر این فیلم است، اما نقشی كوتاه را به او سپرده اند و توماس كرچمن آلمانی نیز در هیأت منفی ترین كاراكتر قصه و آدم بدی كه می كوشد یك بمب اتمی ساخت روسیه را در لس آنجلس منفجر كند، حضوری قابل قبول در فیلم دارد. مسأله اینجاست كه بر طبق قصه كاراكتر كیج می تواند آن چه را كه این تبهكار و همتاهای او در دست اقدام دارند، ببیند و متوجه شود كه بر اثر اقدامات آنها چه اتفاقاتی در راه است و كاراكتر مور با تعقیب او و زیر نظر گرفتنش به واقع به تبهكاران دست خواهد یافت. انفجار بزرگ چه زمانی روی می دهد؟ این چیزی است كه كیج می تواند بگوید و اعلام دارد و برای بینندگان نیز مهم و جذاب است كه جواب این سؤال را بدانند. با این حال، «بعدی» فقط یك نمونه مبهم وناكامل از همكاری عناصر نامدار برای خلق هیجانی است كه هالیوود برای ادامه راه خود و بقای اقتصادی اش به آن نیازمند است، بدون این كه به چند وچون آن اعتقاد داشته باشد و علاقه ای حقیقی به موضوع نشان بدهد. این كه اصل قصه فیلیپ كی دیك، جذاب است، كمتر مورد تردید قرار می گیرد، اما فیلمی كه براساس قصه او ساخته شده، همانی نیست كه می توانست باشد واین را باید از همان گروهی پرسید كه نامشان آمد و كار فوق را تحویل جامعه سینما داده اند. یكی از كسانی كه در این امر دخیل بوده و نامش از قلم افتاد گری گولدمن است. او در مقام مدیر اجرایی فیلم، سابقه ساخت دیگر كارهای علمی- تخیلی فیلیپ كی. دیك مانند «فراخوانی كامل» (۱۹۹۰) و «گزارش اقلیت» (۲۰۰۲) را نیز دارد، اما مشكل او این است كه با همكاری تاماهوری این بار اصل داستان دیك را به شكلی درآورده كه فاقد تمامی عناصر اولیه جذابیت بخش به آن است. اصل قصه ای كه فیلمسازان به آن رجوع كرده اند، داستانی است به نام «مرد طلایی» ولی آن چه به نام سناریو روی كاغذ رفته و به وسیله تاماهوری ودستیاران وی به فیلم كنونی برگردانده شده، عناصر ناب خود را در میان راه گم كرده و تنها سفری گنگ و مبهم را به فردا نشان می دهد و حتی حضور و بازی كیج كه پیش تر هم به آن اشاره كردیم، هر چند به خودی خود برای این بازیگر یك نقطه قوت است، فیلم را به مدارجی نمی رساند كه انتظار و توقع آن می رفته است. نخستین خصلت و لازمه ای كه به داستان های دیك جذابیت بخشیده و حتی پس از مرگ او نیز به كارهای او و به خود وی احترام واعتبار ارزانی داشته و باید در اقتباس های سینمایی آن نیز رعایت و اجرا شود، ترس های موهوم و جذابیت های گنگ و ایجاد این ترس و سؤالی است كه سرنوشت بشر به كدام سو می رود؟ در بیشتر داستان های دیك این مسأله را حس می كنید و پیوسته از خود می پرسید كه آیا دنیا همان قدر تیره و مرموز و متكی بر معادلات ناشناخته و ترس آفرین است كه كلمات و تصاویر وی در ذهن ها ایجاد می كند؟ سازندگان «بعدی» از انتقاد كامل این ترس و از مطرح كردن شایسته این سؤال بازمانده اند. این داستان دیك، مثل بیشتر كارهای او به آینده تعلق دارد. ما كاراكتر مركزی كریس جانسون (كیج) را پیش رو داریم و او همانی است كه می تواند آینده را ببیند، اما در مقام توضیح بیشتر باید بگوییم كه فقط تا دو دقیقه بعد در چارچوب دید و در كادر آینده نگری او قرار می گیرد. با این حال همین نیز كافی است تا او با عنوان یك جادوگر و مجری نمایش های ماوراالطبیعه در این كلوب و آن كلوب به كار بپردازد و ارتزاق كند و مردم بیشتر به چشم یك نمایشگر سیرك و شعبده باز به او نگاه كنند و نه مردی كه صاحب خصلت های فوق العاده است. این ایده را كه كاراكتر كریس جانسون در فیلم تاماهوری یك جادوگر و شعبده باز باشد، به وسیله خود كیج به داستان دیك ضمیمه و اضافه شده و چیزی بیشتر و فراتر از داستان اوری ژینال دیك و یك واریاسون كوچك بر روی آن است. كیج بر این باور است كه با افزودن این وجه اضافی به كاراكتر جانسون، او تبدیل به كسی شده كه قابلیت های خود را مخصوصاً پنهان نگه می دارد تا مردم او را صاحب قدرت ماوراءالطبیعه نینگارند و در نتیجه زندگی راحت تری داشته باشد. این كه بر اثر سلسله اتفاقاتی پلیس و مأمور ارشد آن (كاراكتر «مور») سر از این قضیه درمی آورند و به تعقیب او می پردازند تا تبهكاران را مهار و سركوب كنند، عین بداقبالی اوست. با وجود این تاماهوری به دقت توضیح نمی دهد كه این پلیس (با نام كالی فریس یا همان جولی ین مور( از چه طریق از موضوع فوق و توانایی غیرمعمول جانسون مطلع شده است. قصه پردازان این را هم نمی گویند كه پلیس ها از چه طریق فهمیده اند كه تبهكاران و بمب سازان در لس آنجلس مستقر شده اند و اگر قصد نابودسازی دنیا را دارند، انگیزه و دلیل كارشان چیست. بنابراین بیننده هم نباید این را از خود بپرسد و مجبور است همسو و همراه با كاراكتر كیج به دل زمان سفر كند و حوادثی را ببیند كه برخی از آنها توجیه نشده اند و آدم هایی را نظاره كند كه چیزهایی را می دانند كه نباید بدانند و حتی در داستان های كاملاً غیرعادی فیلیپ كی دیك نیز نمی توان توجیهی را بر آن یافت و نظایر آن را زیاد یافت. كاراكتر جسیكا بیل همانی است كه كریس جانسون از مدتی قبل از آن در آینده نگری هایش مشاهده كرده و معتقد است كه كلیدی برای آینده و حل مشكلات محسوب می شود، اما حرف ها و دیالوگ های میان آنان، بیشتر بر ابهام های موجود می افزاید. كاراكتر مور نیز به سبب سؤال های پیرامون او، تبدیل به غولی نمی شودكه در داستان دیك توصیف شده است و اگر از شخص كیج تعریف كردیم باید بی درنگ یادآور شویم كه سفرهای قبلی او به ژانر علمی - تخیلی (و توأم با اكشن) و بویژه Face.off بهتر و موفق تر از این یكی بوده اند. در نهایت «بعدی» این فیلم ۹۸ دقیقه ای كمپانی پارامونت، پلی است میان تریلرهای خوب و كارهای جذاب- Science Fiction كه چون خط ارتباطی، رابطه ای قوی و مستدل را میان این دو «سبك ذاتاً مرتبط» برقرار نمی كند و داستان پردازی اش كم قوام تر از قصه سازی های جذاب دیك است، چرا كه به هدف نمی زند و به مقصود نمی رسد و هرچند اتلاف وقت مطلق نیست اما فیلمی است كه ندیدنش افسوسی بزرگ را به جای نمی گذارد.
    ترجمه: وصال روحانی روزنامه ایران
     
     
     
      ۲۲- کیک آمریکائیAmerican pie 6 ۶: 

  •  کارگردان: Andrew Waller
    بازيگران: Robbie Amell ,Bradford Anderson ,Christine Barger
    محصول 2007 آمريکا

    شیرینی آمریکائی یا کیک آمریکائی فیلمی کمدی-عاطفی می‌باشد که احساسات عاطفی جوانان آمريکائی را بصورت طنز به تصوير می‌کشد. فکر نکم کسی باشه که 5 شماره قبلی اين فيلم را نديده باشه. در شماره 6 اين فيلم از بازيگران نسخه 5 آن دوباره استفاده شده و داستان باز هم بر روی استيفلرها می‌چرخه. اين فيلم هم مثل نسخه‌های قبلی خودش باحاله و پيشنهاد ميکنم حتما ببينيد.

     

     ۲۳- دیگران  The Others :

  •    

  •  کارگردان : آلخاندرو آمنابار
    ● بازیگران : نیکول کیدمن ( گریس استوارت ) ؛ فیونولا فلاناگان ( خانم میلز ) ؛ کریستوفر اکلستن ( چارلز ) ؛ آلاکینا مان ( آن ) ؛ جیمز
    ▪ بنتلی ( نیکلاس ) ؛ اریک سایکس ( تاتل ) ؛ الین کسیدی ( لیدیا )
    ● محصول ۲۰۰۱ آمریکا ، اسپانیا ؛ ۱۰۱ دقیقه

  • خلاصه داستان
    انگلستان ، جزیره جرسی ، اندکی پس از جنگ جهانی دوم . گریس استوارت در غیاب همسرش با فرزندانش ، « آن » و « نیکلاس » در خانه ای بزرگ اما دورافتاده زندگی می کند . او پس از ناپدید شدن ناگهانی خدمتکارانش ، آگهی استخدامی برای روزنامه فرستاده ، اما پیش از چاپ آگهی ، خانم میلز و دو همراهش ، تاتل و لیدیا به گریس مراجعه می کنند . گریس آنها را با کودکانش که به شدت نسبت به نور حساس هستند ، آشنا می کند و قوانین خشک و عجیب خانه را برای آنها می گوید . « آن » از حضور پسری به نام ویکتور در خانه سخن می گوید ، اما کسی جز او ویکتور را نمی بیند . گریس با تنبیه های مکرر خود میکوشد .
    آن را از خیال بافی و ترساندن برادر کوچکش بازدارد و حتی وقتی خود با صداهای عجیب و رفت و آمدهای مشکوک در خانه مواجه می شود ، باز هم می کوشد با مصرف دارو و مراجعه به کشیش جزیره ، مشکل خود را حل کند . او در نیمه راه کلیسا در جنگلی مه آلود ، به جای کشیش ، با شوهرش « چارلز » مواجه می شود که از یکسال و نیم پیش به جنگ رفته بود . چارلز پس از بازگشت به خانه ، درباره حادثه ای که برای گریس و بچه ها روی داده می پرسد ، اما گریس پاسخ واضحی نمی دهد . چارلز ناپدید می شود و رفت و آمدهای موجوداتی که دیده نمی شوند ، گریس را در وحشتی روزافزون فرو می برد . پرده های ضخیمی که از ورود نور به خانه جلوگیری می کردند ، یکباره ناپدید می شوند و گریس ، وحشت زده ، فرزندانش را در اتاقی که پنجره اش را با تخته های سیاهی پوشانده جای می هد .
    خانم میلز در برابر اضطراب و وحشت گریس ، آرام و خونسرد رفتار می کند و همین موجب اخراج او و همراهانش می شود . « آن » و نیکلاس شبانه برای یافتن پدر از پنجره اتاقشان به باغ می روند و در انتهای باغ ، با گورهای متعلق به خانم میلز و همراهانش روبرو می شوند . گریس نیز در همین زمان ، پس از نومید شدن از یافتن پرده ها با اتاق خانم میلز می رود و در زیر تختش ، عکس جسد های او ، تاتل و لیدیا را می یابد آن و نیکلاس وحشت زده از خانم میلز و همراهانش می گریزند و به مادرشان پناه می برند .
    خانم میلز به آنها می گوید که همه چیز تغییر کرده و آنها باید با شرایط جدید و همچنین حضور مزاحمان کنار بیایند . گریس با شنیدن جیغ آن و نیکلاس به طبقه بالا می رود و چهار نفر را می بیند که گرد میزی نشسته اند . یکی از آنها پیرزنی با چشمانی سفید است که ارواح را احضار می کند . او از « آن » می خواهد حادثه ای را که برایشان رخ داده ،بازگو کند . « آن » می گوید که چگونه مادرش ، او و نیکلاس را در حالت جنون کشته است . گـــریس با عصبانیت به کسانی که گـرد میز نشسته اند ، حمله می برد و آنها را وادار به خروج از خانه می کند . او سپس فرزندانش را در آغوش می گیرد و با آرامش ، چگونگی کشتن آنها و سپس خودش را بازگو می کند .

     

    ۲۴- پرسپولیس   perspolis :

        بیلبوردی تبلیغاتی از فیلم پرسپولیس در متروی لندن.

     البته ناگفته نمونه این فیلم ضد ایرانی ساخته شده و بنده اصلاً ضد ایرانی نیستم ولی از اونجائی که قرار شد فیلم هائی رو که دیدم و قشنگ بوده (حالا چه از نظر فیلبرداری یا صدا یا فیلم نامه یا غیره) رو بذارم این فیلم رو هم گذاشتم برای معرفی. امیدوارم خوشتون بیاد. البته وقتی ببینید چه جایزه هائی به این فیلم دادن خواهید فهمید که غربی ها از این فیلم ضد ایرانی چقدر استقبال کردند.کاری به درست یا غلط بودن فیلم ندارم این فیلم از دید خانم مرجان ساتراپی بوده و قابل احترام. بگذریم چون من اصلا سیاسی نیستم و نمیخوام باشم چون حالم از سیاست به هم میخوره.

    ((((((((((((((وااااااي من ديشب اين انيميشن رو ديدم البته مطلب بالا رو وقتي نوشتم كه نديده بودم و حالا كه ديدم بايد يه چيزائي به مطالب بالا اضافه كنم. يكي اين كه داستان 80% دروغه و اونجاش هم كه راسته انقدر مبالغه شده و بزرگ شده كه اصل قضيه كلاً پاك شده حالا مرجان خانم چي ميخواسته كه نتونسته بهش برسه رو نفهميديم غير از اين كه ايشون دوست داره هر شب بره پارتي و مشروبات الكي و سكس و ....... خوب اين كه نشد خوشبختي مرجان خانم رفتي اون ور آب خيال كردي روشن فكر شدي يا عموت شهيد شده خيال كردي كه هر كاري دلت ميخواد بايد بكني. تو خارج از كشورت هم كه خودت نشون دادي از اين خونه به اون خونه سربار اين و اون و دست آخر هم كه زير پل خوابيدي و اون دوتا سايه مرد كه نيمه‌هاي شب اومدن سراغت و....... اين رو ميخواي ؟ تو به اين ميگي آزادي خانم مرجان به اصطلاح روشن فكر يه كم يه طرفه به قاضي نرو دوماً من فكر كردم شايد هم يه پولي بهت دادن اين فيلم رو بسازي اصلا بگذريم به من چه هر كي ميخواد هر جوري فكر كنه فقط من يه خواهشي دارم كه منطقي به فيلم نگاه كنيد ممنون ميشم. (هر چند هنر دست‌اندركاران فيلم رو توي نقاشي، ديالوگ، موسيقي متن و ........ نميشه ناديده گرفت)))))))))))))))))))))))))))

    پرسپولیس نام فیلم انیمیشنی است، محصول سال ۲۰۰۷ کشور فرانسه، به کارگردانی مرجان ساتراپی و ونسان پارونو که بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شده است. این فیلم جایزه هیات داوران جشنواره بین‌المللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.

    «پرسپولیس» به خاطرات مرجان ساتراپی در ایران تا قبل از اینکه به کشور فرانسه مهاجرت کند مربوط می‌شود.

    برای دیدن عکسهایی از این فیلم روی لینک زیر کلیک کنید.

     http://ww2006.blogfa.com/post-12.aspx

    • جایزه سزار (۲۰۰۸)
      • نامزد بهترين فيلمنامه اقتباسی
      • نامزد بهترين موسيقی
      • نامزد جايزه نخستين اثر
      • نامزد بهترين صداگذاری
      • نامزد بهترين تدوين

     

     ۲۵- سری فیلم های شرک   Sherk :

  •   (باز هم  تشکر از پریسا عزیز که این فیلمهای قشنگ رو معرفی کرد اینم وبلاگش هر کی دوست داشت بره ببینه من دیدم  و خیلی خیلی خوشم اومد)http://vebemozakhrafeman.blogfa.com /

  •  مجموعه فیلمهای شرک 1 و 2 و 3 و 4   

  •   

    شماره : #1

    شرك 2

    ((شرک)) (SHREK) يکی از شخصيت های محبوب انيميشن معاصر سينمای جهان است. موفقيت غافلگيرکننده شرک، سازندگان آن را برآن داشت تا دنباله ای براين انيميشن بسازند و بدينسان شرک 2 شکل گرفت . در شرک، بازيگران معروفی چون (( ادی مورفی ))، (( جولی اندروز )) و . . . . به جای شخصيت های کارتونی حرف میزنند. شرک 2 به تازگی درسينماهای جهان به اکران درآمده است. اين غول سبز و دوستش خر وراج نه تنها کودکان و نوجوانان بلکه همه مردم را جذب خود کرده اند. بااين مطلب شما اطلاعات جالبی در مورد شرک پيدا می کنيد.

    خلاصه داستان شرک 2

    داستان (شرک2) دقيقا از جايي شروع می شود که در (شرک1) به پايان رسيد، يعنی ((شرک)) و ((فيونا)) تصميم می گيرند که به ماه عسل بروند و فيلم ما را به سرزمين ((فارفاراوی – یعنی سرزمين بسيار بسيار دور)) می برد. ((شرک و فيونا)) به ((فارفاراوی)) می روند تا خبر خوشحال کننده ی ازدواج شان را به پدر و مادر ((فيونا)) که شاه و ملکه ی آن سرزمين بودند بدهند.

    اما وقتی همه می فهمند که ((فيونا)) با يک ديو ازدواج کرده است بسيار ناراحت می شوند و در اين ميان((پرنس چارمنيگ)) که قرار بود او طلسم ((فيونا)) را بشکند بيش از همه ناراحت می شود. در ضمن در اين فيلم با ((مادر افسانه ای)) اسرارآميز و با به نام ((اپل پويزن)) ((سيب مسموم)) آشنا می شويم که در اين ((بار)) گربه ای چکمه پوش رفت آمد می کند و اين گربه شکارچی ديو است و اجير می شود تا شرک را از ميان ببرد و . . .

    عوامل فيلم (شرک 2)
    ساخت شرکت دريم وورکس Dream Works
    کارگردانان : اندور آدامسون، کلی آزبری، کنرادورنان
    فيلمنامه نويسان : اندرو آدامسون بر اساس داستانی از ((ويليام استيج))
    تهيه کنندگان : آرون وارنر، ديويد ليپ من، جان اچ. ويليامز
    موسيقی : هری گرگسون- ويليامز
    صداها: شرکت مايک مايرز
    خر: ادی مورفی
    پرنس فيونا: کامرون اياز
    ملکه: جولی اندروز
    گربه چکمه پوش : آنتونيو باندراس
    شاه : جان کليس
    پرنس چارمينگ : راپرت ايورت
    مادر افسانه ای : جنيفر ساندرز

     

  • تا اینجا ۲۵ فیلم معرفی شد از اینجا به بعد در یک مطلب جدید بقیه رو معرفی میکنم ولی دوست دارم حتما حتما ببینید با آرزوی موفقیت همه دوستان و آشنایان.

  • + نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 18:6  توسط محمد  |